شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٠٧ - ايمان (بقره/ ١٠٨ )
أمنة و امين (آل عمران/ ١٥٤.)[*]و (تين/ ٣)[**]
واژۀ «امنة» به معنى «ايمنى» است و امّا «امين» ممكن است «فعيل» به معنى «فاعل» (آمن)[***]باشد و مفهومش «ذو الأمانه [امانتدار]» است و يا «فعيل» به معنى «مفعول» (مأمون)[****]باشد كه با توجه به آيۀ مورد بحث، يعنى: سرزمينى كه مردم در آن درامنيّتند[*****]. (ج ١٣٢/٣، ج ١٤١/٢٧.)
ايمان: (بقره/ ١٠٨.)[******]
همان قرار گرفتن عقيده در قلب است و اصلا از مادّۀ «امن» گرفته شده، بنابراين، معنى آن امنيّت دادن است و شايد مناسبتش اين باشد كه مؤمن در واقع موضوعات اعتقادى خود را از شكّ و ترديد كه آفت اعتقاد است، امنيّت بخشيده است و اعتقاد و ايمان، از امور قلبى است كه اكراه و اجبار به آن راه ندارد، زيرا اكراه تنها در اعمال ظاهرى و افعال و حركات بدنى و مادّى تأثير مىكند، و اما اعتقادات قلبى علل و اسباب آنها از سنخ اعتقاد و ادراك است و محال است كه نتيجۀ جهل، علم باشد يا اين كه مقدّمات غير علمى موجب تصديق علمى شود[*******].
ايمان يقين است و به گمان و تخمين ثابت نمىشود، مثلا اگر كسى بگويد گمان مىكنم خدا موجود است و به ظنّ غالب، محمّد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله پيغمبر بود، مؤمن نيست[********]*.
[*]ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ اَلْغَمِّ أَمَنَةً...«سپس به دنبال اين غم و اندوه آرامشى بر شما فرستاد...» آل عمران/ ١٥٤.
[**]وَ هٰذَا اَلْبَلَدِ اَلْأَمِينِ.«و قسم به اين «شهر أمن» (مكّه)» تين/ ٣.
[***] آمن: داراى امنيّت و آسودگى، آرامش يافته و بىبيم.
[****] مأمون: امينى و آسودگى يافته و يا به معنى «مؤمن» يعنى ايمنى بخش.
[*****] وصف مكان به امنيت بر سبيل استعاره است، چه امين، فى الحقيقة صفت مكين است نه مكان، يعنى متّقيان در آن مكان (مكّه) از آفت و محنت و بيم و انتقال و زوال ايمن باشند. «منهج».
[******]... وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ اَلْكُفْرَ بِالْإِيمٰانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوٰاءَ اَلسَّبِيلِ.«... و هركه ايمان را مبدّل به كفر گرداند بىشك راه راست را گم كرده و راه ضلالت پيموده است» بقره/ ١٠٨.
[*******] تفسير الميزان، علامه طباطبايى.
(********) اين عبارت را از كتاب «نثر طوبى، ج ٤٢/١.» برگزيدهايم.