شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٢١ - (يوسف/ ٥١ )
زير تودهاى از ريگها و شنهاى روان مدفون شوند و يا كاروانهايى كه در وسط بيابان در حركتند در زير آن دفن شوند! منظور از آيۀ مورد بحث، نزول عذاب بر قوم عاد است كه برطبق سورۀ «ذاريات» و «حاقه» و «قمر»، طوفان شديد و بسيار كوبندهاى در مدت هفت شب و هشت روز بر آنها مسلّط شد، خانههاشان را درهم كوبيد و جسدهاشان را همچون برگهاى پاييزى به اطراف پراكنده ساخت (حاقه/ ٥ تا ٧.). (ج ١٩٤/١٢، ج ٢٧٣/١٦، ج ٦١/٢٣، ج ٣٤٠/٢٤.)
ح ص ح ص
حَصْحَصَ: (يوسف/ ٥١.)[*]
«حصحصة»: به معنى «هويدا شدن حق از باطل» (بيان حق پس از كتمان آن) و نيز به معنى: جنبانيدن چيزى در چيزى تا محكم شود و در آيۀ مورد بحث به همان معنى نخست، يعنى «آشكار شدن حق» آمده، و ضمنا بايد توجه داشت كه جملۀ«حَصْحَصَ اَلْحَقُّ»و «حصّص الحقّ» هر دو در يك معنا بهكاررفتهاست (حق آشكار گشت)[**].
اين بخش از آيه، دنبالۀ آيات داستان يوسف (ع) است، هنگامى كه يوسف خواب شاه را در زندان به صورت حساب شدهاى تعبير كرد، شاه و اطرافيانش را مجذوب خود ساخت، شاه اجمالا فهميد كه اين مرد يك غلام زندانى نيست، بلكه شخص فوقالعادهاى است كه طى ماجراى مرموزى به زندان افتاده است لذا مشتاق ديدار او شد «دستور داد او را نزد من آوريد، ولى هنگامى كه فرستادۀ او نزد يوسف آمد به جاى اين كه دست و پاى خود را گم كند به فرستادۀ شاه جواب منفى داد و گفت: من از زندان بيرون نمىآيم تا اين كه تو بهسوى صاحب و مالكت بازگردى و از او بپرسى آن زنانى كه در قصر عزيز مصر (وزير تو) دستهاى خود را بريدند به چه دليل بود».
زيرا او نمىخواست به سادگى از زندان آزاد شود و ننگ عفو شاه را بپذيرد، او مىخواست نخست دربارۀ زندانى شدنش تحقيق شود و بىگناهيش كاملا به ثبوت رسد و
[*]... اَلْآنَ حَصْحَصَ اَلْحَقُّ...«... (در اين هنگام همسر عزيز گفت:) الآن حق آشكار گشت...» يوسف/ ٥١.
[**] لغتنامه سيّاح، ج ٣٠٥/١. فرهنگ لاروس، ج ٨٣٨/١-٨٣٩.