شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٧٨ - (هود/ ٢٧ )
باد: (حج/ ٢٥.)[*]
واژۀ «الباد» در اصل «البادى» بوده كه ياء آن به جهت تخفيف افتاده است و «باد» اسم فاعل است به معنى مسافر، يعنى از باديه آينده و يا كسى كه از بلاد يا نقاط ديگر به مكّه وارد مىشود و جمع آن «بادون» است.
در نهج البلاغه در نامهاى كه على (ع) به «قثم بن عباس» فرماندار مكه نگاشت چنين مىخوانيم:
و مر أهل مكّة أن لا يأخذوا من ساكن أجرا، فانّ اللّه سبحانه يقول:«سَوٰاءً اَلْعٰاكِفُ فِيهِ وَ اَلْبٰادِ»فالعاكف المقيم به، و البادى: الذى يحج اليه من غير أهله... «به مردم مكه دستور ده تا از كسانى كه در اين شهر سكنا دارند (مقيم هستند) اجارهبها نگيرند، زيرا خداوند مىفرمايد: «در اين سرزمين كسانى كه مقيمند يا از بيرون مىآيند يكسانند» منظور از «عاكف» كسى است كه در مكه اقامت دارد و از «بادى» [مسافر] كسى است كه از نقاط ديگر به قصد حج مىآيد[١]». (ج ٦٢/١٤.)
بٰادِيَ اَلرَّأْيِ:(هود/ ٢٧.)[**]
«راغب» در مفردات مىگويد: اين تركيب اگر به صورت: «بادئ الرّأى» (با همزه و فتحۀ حرف ياء در بادى) باشد به معنى «ناپخته رأى و پاكضمير (سادهلوح)» است و اگر بدون همزۀ حرف (ى) باشد (به شكلى كه در آيه آمده) يعنى كسى كه چيزى اظهار مىكند ولى در آن، تفكّر و انديشه نمىكند[***].
بعضى از مفسران در معناى اين واژه گفتهاند: اگر «بادى» از مادّۀ «بدو» به معنى ظهور باشد، رأيى است كه بدون انديشه حاصل مىشود و با توجه به آيۀ مورد بحث، يعنى: در
[*]... سَوٰاءً اَلْعٰاكِفُ فِيهِ وَ اَلْبٰادِ...«... سرزمين مكه را براى همۀ مردم، اعم از كسانى كه در آنجا مقيمند و يا از نقاط دور وارد مىشوند يكسان قرار داديم...» حج/ ٢٥.
[١] نهج البلاغه، نامه شماره ٦٧.
[**]... وَ مٰا نَرٰاكَ اِتَّبَعَكَ إِلاَّ اَلَّذِينَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِيَ اَلرَّأْيِ... «... (اشراف كافر در پاسخ گفتند): و كسانى را كه از تو پيروى كردهاند جز گروهى اراذل سادهلوح (يا ظاهر بين) نمىبينيم...» هود/ ٢٧.
[***] راغب، مفردات.