شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٥٥ - (ج/ ٤٥ )
ب أ ر
بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ:(ج/ ٤٥.)[*]
«بئر» به معنى «چاه» و «معطّله» به معنى «رها شده و بيكار مانده و بىصاحب» مثلا گفته مىشود: عطّل الابل «شتران را سر خود و بدون شبان گذاشت» و همچنين: عطّل البئر «چاه را رها كرد و آب از آن نكشيد».
آيۀ مورد بحث، چگونگى مجازات خدا را دربارۀ اقوام سركش و ستمگر مانند عاد و ثمود و... بيان مىكند و مىگويد: «چه بسيار چاههاى پرآبى كه صاحبانش نابود شدند و آبهايش در زمين فرورفته است و معطّل و بىمصرف ماندند، نه كسى از آنها آبى مىكشد و نه تشنهاى از آن سيراب مىشود»(بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ).
جالب اين كه در رواياتى كه از طرق اهل بيت (ع) به ما رسيده، جملۀ:«وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ»به علما و دانشمندانى كه در جامعه تنها ماندهاند و كسى از علومشان بهره نمىگيرد تفسير شده است! از امام موسى بن جعفر (ع) در تفسير جملۀ«وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ»(آيه مورد بحث) مىخوانيم كه فرمود:
البئر المعطلة الامام الصامت، و القصر المشيد[**]الإمام الناطق. «چاه معطّل كه از آن بهره نمىگيرند، امام خاموش، و قصر محكم سر بر افراشته امام ناطق است».
نظير همين مضمون از امام صادق (ع) نيز نقل شده است[١].
اين تفسير در حقيقت نوعى از تشبيه است (همان گونه كه حضرت مهدى (ع) و عدالت عالمگير او در روايات به «ماء معين» «آب جارى» تشبيه شده است) يعنى هنگامى كه امام در مسند حكومت قرار مىگيرد همچون قصر رفيع محكمى است كه از دور و نزديك ديدهها را به خود جلب مىكند و پناهگاهى براى همگان است، اما هنگامى كه از مسند حكومت دور شود و مردم اطراف او را خالى كنند و نااهلان به جاى او بنشينند به چاه پرآبى مىماند كه به دست فراموشى سپرده شود، نه تشنهكامان از آن بهره مىگيرند و نه درختان و گياهان با آن پرورش مىيابند.
در همين زمينه شاعر عرب چه جالب سروده است:
[*]... وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ. «...و (چهبسا) چاه پرآب كه بىصاحب ماند و (چه بسيار) قصرهاى محكم و مرتفع!» حج/ ٤٥.
[**] مشيد: از ماده «شيد» (بر وزن بيد) به دو معناست ١) ارتفاع ٢) گچ (كنايه از استحكام و زينت).
[١] تفسير برهان، ج ٣٠/٣.