شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٢٥ - بُقعَة (قصص/ ٣٠ )
فراوانى نعمت، و لاغر بودن دليل بر خشكى و سختى، حملۀ گاوهاى لاغر به گاوهاى چاق دليل بر اين بود كه در اين هفت سال بايد از ذخاير سالهاى قبل استفاده كرد، و هفت خوشۀ خشكيده كه بر هفت خوشه تر پيچيدند تأكيد ديگرى بر اين دو دوران فراوانى و خشكسالى بود، به اضافۀ اين نكته كه بايد محصول انبار شده به صورت خوشه ذخيره شود تا به زودى فاسد نشود و براى هفت سال قابل نگهدارى باشد.
و اين كه عدد گاوهاى لاغر و خوشههاى خشكيده بيش از هفت نبود نشان مىداد كه با پايان يافتن اين هفت سال سخت، آن وضع پايان مىيابد و طبعا سال خوش و پرباران و با بركتى در پيش خواهد بود و بنابراين بايد به فكر بذر آن سال هم باشند و چيزى از ذخيرۀ انبارها را براى آن نگه دارند!. (ج ٤٢١/٩ و ٤٢٧، با استفاده از: لاروس، قاموس، راغب.)
ب ق ع
بُقعَة: (قصص/ ٣٠.)[*]
از ماده «بقع» به معنى قطعه زمينى است كه نسبت به زمينهاى اطرافش مشخص و ممتاز باشد و به مدفن متبرك نيز گفته شده است.
«بقع» و «بقعة» در اصل به چيزى گفته مىشود كه مختلف اللون باشد و به گفته صاحب مقاييس اللّغه اين كلمه داراى يك معنى اصلى است و مشتقات آن، اگرچه بعضى با بعضى ديگر از لحاظ معنى نسبت به هم دور باشند، ولى همه از يك ريشه و از يك جنساند و آن چيزى است كه «مختلف اللون» باشد، مانند غراب ابقع كه داراى رنگ سياه و سفيد است.
آيۀ مورد بحث دربارۀ موسى (ع) است، وى پس ازآنكه دوران دهسالۀ خود را در كنار يك پيامبر بزرگ (شعيب «ع») به پايان رسانيد، سرانجام اثاث و متاع خود را جمع كرد و بار سفر بست و همراه خانوادهاش از مدين بهسوى مصر به راه افتاد، چرا كه او بايد به يارى قوم خود كه در زنجير اسارت گرفتارند و در جهل و بىخبرى غوطهورند بشتابد و به بىعدالتيها در
[*]فَلَمّٰا أَتٰاهٰا نُودِيَ مِنْ شٰاطِئِ اَلْوٰادِ اَلْأَيْمَنِ فِي اَلْبُقْعَةِ اَلْمُبٰارَكَةِ مِنَ اَلشَّجَرَةِ...«(موسى) هنگامى كه به سراغ آتش آمد ناگهان از ساحل راست وادى در آن «سرزمين بلند» و پربركت از ميان يك درخت ندا داده شد...» قصص/ ٣٠.