شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦١١ - حُور عين (طور/ ٢٠ )
يُحاورُهُ: (كهف/ ٣٤.)[*]
[حاور، يحاور، محاورة]، در اصل از مادّۀ «حور» (بر وزن غور) به معنى «مراجعه در سخن يا در انديشه» است و «محاوره» به گفتگوهاى طرفينى اطلاق مىشود، يعنى «با هم گفتگو كردن، سخن را به ديگرى برگرداندن»، همچنان كه در اولين آيۀ سورۀ مجادله[**]مىخوانيم: «... خداوند گفتگوهاى شما را با هم، مىشنود...» (...وَ اَللّٰهُ يَسْمَعُ تَحٰاوُرَكُمٰا...).
پيرامون مادّۀ «حور» و معانى آن، پيش از اين سخن گفتيم، واژههاى ديگرى نيز از اين مادّه مشتق شده است كه در همين مبحث از آنها سخن خواهيم گفت. (ح ٤٢٨/١٢، ج ٤٠٩/٢٣.)
حُور: (الرحمن/ ٧٢.)[***]
جمع «حوراء» و «احور» به كسى مىگويند كه سياهى چشمش كاملا مشكى و سفيدى آن كاملا شفاف است (شدت سفيدى چشم و شدت سياهى چشم) و گاه به زنان سفيد چهره نيز اطلاق شده است.
بعضى نيز گفتهاند كه «حور» از مادّۀ «حيرت» گرفته شده، يعنى «همسران بهشتى» آنچنان زيبا هستند كه چشمها از ديدن انها حيران مىشود[١].
به هر حال، آيۀ مورد بحث و آيات قبل و بعد از آن در سورۀ الرّحمن، اوصاف زنان و همسران بهشتى را به تصوير كشيده است. (ج ١٨٣/٢٣ و ٢١٥.)
حُور عين: (طور/ ٢٠.)[****]
چنان كه قبلا گفتيم، «حور» جمع «حوراء» و «احور» است و به كسى گفته مىشود
[*]... فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ يُحٰاوِرُهُ...«... به دوستش در حالى كه به گفتگو برخاسته بود چنين گفت...» كهف/ ٣٤.
[**]... وَ اَللّٰهُ يَسْمَعُ تَحٰاوُرَكُمٰا إِنَّ اَللّٰهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ.مجادله/ ١.
[***]حُورٌ مَقْصُورٰاتٌ فِي اَلْخِيٰامِ.«حورانى كه در خيمههاى بهشتى مستورند» الرّحمن/ ٧٢.
[١] تفسير ابو الفتوح رازى، جلد ١١، ذيل آيۀ ٢٢ سوره واقعه.
[****]... وَ زَوَّجْنٰاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ.«... و حور العين را به همسرى آنها در مىآوريم» طور/ ٢٠ و دخان/ ٥٤.