شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٠٨ - استَخَفَّ (زخرف/ ٥٤ )
«رستاخيز خافضة است، چرا كه به خدا سوگند دشمنان خدا را در آتش ساقط مىكند و رافعة است، چرا كه به خدا سوگند اولياء اللّه را به بهشت بالا مىبرد![١]». (ج ٢٠٠/٢٣.)
خ ف ف
خَفَّتْ: (اعراف/ ٩.)[*]
از مادّۀ «خفّ» و «خفّت» به معنى «كم و سبك شمردن» است.
آيۀ مورد بحث مىفرمايد:
«و كسانى كه ميزانهاى (عمل) آنها سبك است افرادى هستند كه سرمايه وجود خود را به خاطر ظلم و ستمى كه به آيات ما مىكردند از دست دادهاند.» بديهى است منظور از سبكى و سنگينى ميزان اعمال، سبكى و سنگينى خود ميزان نيست، بلكه ارزش و وزن چيزهايى است كه با ميزان سنجيده مىشود (يعنى به اعتبار كمى و افزونى در وزن با مقايسه بين دو چيز است، مانند پول سبك و سنگين، گاه به اعتبار كم و زيادى وقت و زمان است، هنگامى كه در يكزمان يكى بر ديگرى پيشى مىگيرد. گاه به اعتبار گوارا بودن يا ناگوار بودن چيزى است كه خفيف براى مدح، و ثقيل براى ناگوار و ناپسند است و اين هم در حسيّات است و هم در معنويات، يعنى هم در جسم و هم در عقل و هم در عمل و هم در حال به كار مىرود). صفت مشبهه آن، «خفيف» و جمع آن «خفاف» است. (ج ٩٣/٩، با اقتباس از تبيين اللغات)
استَخَفَّ: (زخرف/ ٥٤.)[**]
استخفّ، يستخفّ، استخفافا: «سبك گردانيدن، كمخرد يافتن». آيۀ مورد بحث مىگويد: «پس (فرعون) عقول قوم خويش را سبك شمرد (و آنها را تحميق كرد و فريبشان داد) لذا از او اطاعت كردند...».
اصولا راه و رسم همۀ حكومتهاى جبار و فاسد اين است كه براى ادامۀ خودكامگى
[١]خصال، به نقل از: نور الثقلين، ج ٢٠٤/٥.
[*]وَ مَنْ خَفَّتْ مَوٰازِينُهُ فَأُولٰئِكَ اَلَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمٰا كٰانُوا بِآيٰاتِنٰا يَظْلِمُونَ.اعراف/ ٩.
[**]فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ...زخرف/ ٥٤.