شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٢٤ - بَقَر (بقره/ ٧٠ )
مسافرتها پيدا مىشود و اگر كسى در راه ظلم و غضب و دزدى سفر كند و گرفتار چنين گوشتهايى شود، گرچه موظف است براى حفظ جان خود از آنها استفاده كند، ولى خدا اين گناه را بر آنها نخواهد بخشيد[*]. (ج ٤٤١/١١.)
ب ق ر
بَقَر: (بقره/ ٧٠.)[**]
به معنى «گاو» و آن اسم جنس است و «بقرة» بر يك گاو اطلاق شده (مانند ثمر و ثمرة). جمع «بقر»: أبْقر و أبقار (واحدش بقرة و جمع آن بقرات) است.
از واژۀ «بقر»، فعل ساخته شده است: بقر الارض «زمين را شكافت» و نيز: بقر البطن «شكم را شكافت».
قاموس قرآن مىنويسد: «بقرة» به گاو نر و ماده هر دو گفته مىشود، تاء آن براى وحدت است نه تأنيث، ولى مجمع البيان و راغب و تفسير مراغى، تاء آن را براى تأنيث گرفتهاند و گفتهاند: «بقرة» به معنى گاو ماده و «ثور» گاو نر است.
نظر تفسير نمونه مؤيّد قول اخير است، همچنان كه ذيل آيه ٦٧ سورۀ بقرة:... أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً...«... (خداوند به شما دستور مىدهد) مادهگاوى را ذبح كنيد...»، واژۀ «بقرة» را به معنى مادهگاو گرفته است.
گاو در افسانههاى قديمى سنبل «سال» بوده، همچنان كه در ماجراى خواب سلطان مصر (يوسف/ ٤٣.)، - هنگامى كه يوسف در زندان به سر مىبرد - آمده است:
«ملك گفت من در خواب ديدم هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر (آنها را) مىخورند و هفت خوشۀ سبز را هفت خوشه خشكيده! (كه خشكيدهها بر سبزها پيچيدند و آنها را از بين بردند)...».
تعبيرى كه يوسف براى اين خواب كرد بسيار حساب شده بود، چاق بودن دليل بر
(*)درباره اين موضوع، شرح جامعى در جلد ١، صفحه ٥٨٣ به بعد، تفسير نمونه، (ذيل آيۀ ١٧٣ سوره بقره) نوشته شده، مراجعه فرماييد.
[**]قٰالُوا اُدْعُ لَنٰا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنٰا مٰا هِيَ إِنَّ اَلْبَقَرَ تَشٰابَهَ عَلَيْنٰا...«گفتند: از خدايت بخواه براى ما روشن كند چگونه گاوى باشد؟ زيرا اين گاو براى ما مبهم (مشتبه) شده است!...» بقره/ ٧٠.