شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٠٣ - بشير و نذير دو اصل مهمّ تربيتى (سور١٧٢٨ بقره، آي١٧٢٨ ١١٩)
است و به معنى «بشارت دادن» نيست. (ج ١٧٠/٣.)
بشير و نذير دو اصل مهمّ تربيتى (سورۀ بقره، آيۀ ١١٩)[*]
«بشارت» و «انذار» يا «تشويق» و «تهديد» بخش مهمى از انگيزههاى تربيتى و حركتهاى اجتماعى را تشكيل مىدهد، آدمى هم بايد در برابر انجام كار نيك «تشويق» شود و هم در برابر كار بد «كيفر» بيند تا آمادگى بيشترى براى پيمودن مسير اول و گام نگذاردن در مسير دوم پيدا كند.
«تشويق» به تنهايى براى رسيدن به تكامل فرد يا جامعه كافى نيست، زيرا انسان در اين صورت مطمئن است انجام گناه، خطرى براى او ندارد.
فى المثل مىبينيم: پيروان كنونى مسيح (ع) عقيده به «فداء» دارند و معتقدند حضرت مسيح (ع) فداى گناهان آنها شده، حتى رهبرانشان گاه سند بهشت به آنها مىفروشند و گاه گناهشان را از طرف خدا مىبخشند! مسلما چنين جمعيتى به آسانى مرتكب گناه مىشوند.
كوتاه سخن اين كه آنها كه تصور مىكنند تنها تشويق براى تربيت انسان (اعم از كودكان و بزرگسالان) كافى است، و بايد تنبيه و تهديد و كيفر با بكلى شست و كنار گذاشت، سخت در اشتباهند، همان گونه كه افرادى كه پايۀ تربيت را تنها بر ترس و تهديد مىگذارند و از جنبههاى تشويقى غافلند نيز گمراه و بىخبرند.
اين هر دو گروه در شناخت انسان در اشتباهند، چرا كه توجه ندارند كه انسان مجموعهاى است از بيم و اميد، از حب ذات و علاقه به حيات و نفرت از فنا و نيستى، تركيبى است از جلب منفعت و دفع ضرر، آيا انسانى كه ابعاد روح او را اين دو تشكيل مىدهد ممكن است پايۀ تربيتش تنها روى يك قسمت باشد؟ مخصوصا تعادل ميان اين دو لازم است كه اگر تشويق و اميد از حد بگذرد باعث
(از آنها به آنان ملحق نشدند (نيز) خوشوقتند...» آل عمران/ ١٧٠. و نيز آيۀ:يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ فَضْلٍ...«و (آنها) از نعمت خدا و فضل او (نسبت به خودشان خوشحال و مسرور مىشوند)...» آل عمران/ ١٧١.
[*]إِنّٰا أَرْسَلْنٰاكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لاٰ تُسْئَلُ عَنْ أَصْحٰابِ اَلْجَحِيمِ. «ما تو را بحق براى بشارت و تهديد (مردم جهان) فرستاديم و تو مسئول گمراهى دوزخيان (پس از ابلاغ رسالت) نيستى» بقره/ ١١٩.