شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦١٧ - حال (هود/ ٤٣ )
كه مايه اطمينان و اعتماد باشد در اختيار من بگذاريد كه او را به من بازگردانيد، مگر اين كه براثر مرگ و يا عوامل ديگر قدرت از شما سلب شود...»(إِلاّٰ أَنْ يُحٰاطَ بِكُمْ)يوسف/ ٦٦.
جملۀ«إِلاّٰ أَنْ يُحٰاطَ بِكُمْ»در اصل به اين معنى است: «مگر اين كه حوادث به شما احاطه كند» يعنى مغلوب حوادث شويد، اين جمله ممكن است كنايه از مرگومير و يا حوادث ديگرى باشد كه انسان را به زانو در مىآورد و قدرت او را سلب مىكند[١][و گفتۀ «راغب» در اصل رسانندۀ همين مفهوم است، زيرا «احاطه كردن حوادث و مغلوب حوادث شدن» نتيجهاش همان بازماندن از كار و مانع شدن از رسيدن به هدف است]. (ج ٣٢٤/١، ج ٢٦/١٠، ج ٤١٧/١٢ و ٤٣٦.)
حول
حال: (هود/ ٤٣.)[*]
در اصل از مادّۀ «حول» به معنى «جدا شدن، حائل شدن، تغيير و دگرگونى» است.
«راغب» در «مفردات» مىگويد: «حول» در اصل به معنى «تغيير چيزى است و جدا شدن آن از غير خود» و به اعتبار تغيير و دگرگونى گفته مىشود: حال الشىء، يحول. «آن چيز دگرگون شد»[**](و به همين مناسبت «سال» را «حول» گويند، زيرا متغير است و به گفتۀ «راغب» به اعتبار طلوع و غروب خورشيد و حركت آن، سال، تجديد و منقلب مىشود) و نيز به اعتبار انفصال آن، گويند: حال بينى و بينك. «ميان من و تو جدايى افتاد».
در آيۀ ٢٤ سورۀ انفال مىخوانيم:
[١]اين تعبير در مواردى از قرآن مجيد تنها به معنى «هلاكت و نابودى» آمده است، مانند:وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ(يونس/ ٢٢.)،وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ(كهف/ ٤٢.)، در اين گونه موارد، واژۀ «احيط به» به معنى «عذاب فراگير» است كه نتيجه آن نابودى كامل مىباشد، ولى روشن است كه در آيۀ مذكور در متن، منظور خصوص «هلاكت» نيست، بلكه عذرى است كه قدرت را از انسان سلب مىكند.
[*]... وَ حٰالَ بَيْنَهُمَا اَلْمَوْجُ فَكٰانَ مِنَ اَلْمُغْرَقِينَ.«... در اين هنگام موجى در ميان آن دو (نوح و پسرش) «حائل» شد و او در زمرۀ غرقشدگان قرار گرفت (و ميان پدر و فرزند جدايى افكند)» هود/ ٤٣.
[**] در دعاى تحويل سال مىخوانيم: يا محول الحول و الاحوال، حوّل حالنا الى احسن الحال. «اى تغييردهندۀ حالت و حالتهاى متغيّره، حالتهاى ما را به نيكوترين حالت تغيير ده».