شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٤٦ - احقاف (احقاف/ ٢١ )
واژۀ «حقب» را تنها به «حقاب» (بر وزن شتاب) و واژۀ «حقب» را به «حقاب» و «أحقاب» هر دو جمع بستهاند[*]، لكن از نظر معنى همان گونه كه پيشتر گفته شد، مدت نامعلومى از زمان است كه بعضى آن را به هشتاد سال و بعضى به هفتاد سال و بعضى چهل سال تفسير كردهاند.
به هر حال آيات مورد بحث به سراغ سرنوشت دوزخيان مىرود و مىگويد:
«جهنّم كمينگاهى است بزرگ و محل بازگشتى براى طغيانگران، مدتهاى طولانى در آن مىمانند!»(لاٰبِثِينَ فِيهٰا أَحْقٰاباً). نبأ/ ٢١ تا ٢٣.
از تعبير فوق چنين استشمام مىشود كه دوزخيان مدتهايى طولانى در دوزخ مىمانند و سرانجام، پايان مىيابد و اين با آيات خلود و عذاب دائم تضاد دارد، هركدام در تفسير آن راهى را پوييدهاند.
معروف ميان مفسران اين است كه منظور از «احقاب» در اين جا اين است كه مدتهايى طولانى و ساليان دراز پىدرپى مىآيد و مىگذرد، بىآنكه پايان يابد، و هر زمانى كه مىگذرد زمان ديگرى جانشين آن مىشود.
در بعضى از روايات نيز آمده است كه اين آيه دربارۀ گنهكارانى است كه سرانجام پاك مىشوند و از دوزخ آزاد مىگردند نه كافرانى كه مخلّد در آتشند[١]. (ج ٣٩/٢٦-٤٠).
ح ق ف
احقاف: (احقاف/ ٢١.)[**]
جمع «حقف» به معنى شنهاى روانى است كه براثر وزش باد در بيابانها به صورت مستطيل و كجومعوج روى هم انباشته مىشود.
احقاف، سرزمينى بوده كه قوم سركش «عاد» در آن زندگى مىكردند و پيامبرشان «هود» آنها را در اين سرزمين انذار كرد و با توجه به معناى اين واژه، روشن مىشود كه
[*]فرهنگ لاروس، ج ٨٤٨/١.
[١] تفسير نور الثقلين، ج ٤٩٤/٥-٤٩٥ (حديث ٢٣ و ٢٦.).
[**]وَ اُذْكُرْ أَخٰا عٰادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقٰافِ...«(سرگذشت هود) برادر قوم عاد را به آنها يادآورى كن، آن زمان كه قومش را در سرزمين «احقاف» انذار كرد...» احقاف/ ٢١.