شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٤٧ - حق (آل عمران/ ٣ )
سرزمين قوم عاد ريگستان بزرگى بوده است.
بعضى آن را در قلب جزيره عربستان، ميان «نجد» و «احساء» و «حضر موت» و «عمان» دانستهاند[١].
ولى اين معنى بعيد به نظر مىرسد، چرا كه از آيات ديگر قرآن (در سورۀ شعرا) بر مىآيد كه قوم عاد در جايى زندگى داشتند كه آب فراوان داشت و درختان جالب، و در قلب جزيره چنين مطلبى بسيار بعيد است.
جمعى ديگر از مفسران آن را در قسمت جنوبى جزيره حوالى يمن، يا در سواحل درياى عرب دانستهاند[٢].
بعضى نيز احتمال دادهاند كه «احقاف» منطقهاى در سرزمين عراق، در مناطق كلده و بابل بوده است[٣].
و از «طبرى» نقل شده كه «احقاف» نام كوهى است در شام[٤].
ولى با تناسب به معنى لغوى «احقاف» و با توجه به اين كه سرزمين آنها در عين مصون نبودن از شنهاى روان داراى آب و درخت بوده، قول كسانى كه مىگويند اين منطقه در جنوب جزيرۀ عربستان و نزديكى سرزمين يمن بوده است نزديكتر به نظر مىرسد[*].
(ج ٣٥١/٢١-٣٥٢.)
حقق
حق: (آل عمران/ ٣.)[**]
در اصل به معنى «مطابقت و هماهنگى» است و به همين دليل به آنچه با واقعيت موجود تطبيق مىكند، حق گفته مىشود[***]و اين كه به خداوند «حق» مىگويند براى آن
[١]اعلام قرآن، ص ٩٤.
[٢] فى ضلال القرآن، ذيل آيۀ مورد بحث.
(٣و٤) به نقل از مرحوم «شعرانى» در پانوشت تفسير «ابو الفتوح رازى»، ج ١٦٥/١٠.
(*) دربارۀ سرزمين «احقاف» در جلد ٢٠ تفسير نمونه، صفحه ٢٣٦ صحبت شده است.
[**]نَزَّلَ عَلَيْكَ اَلْكِتٰابَ بِالْحَقِّ...«(همان كسى كه) كتاب را بحق بر تو نازل كرد...» آل عمران/ ٣.
[***] در آيۀ مورد بحث، باء «بالحق» به اصطلاح براى «مصاحبت» است، يعنى اى پيامبر! خداوند