شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٥١ - حقّ معلوم (معارج/ ٢٤ )
عين حال تو خالى و بىمحتواست.
و به عكس، «حق» متواضع، كمسروصدا، اهل عمل و پرمحتوا و سنگينوزن است[١].
ب) «حق» هميشه متكى به نفس است، اما «باطل» از ابروى حق مدد مىگيرد و سعى مىكند خود را به لباس او در آورد و از حيثيت او استفاده كند، همان گونه كه «هر دروغى از راست فروغ مىگيرد» كه اگر سخن راستى در جهان نبود، كسى هرگز دروغى را باور نمىكرد[*]، و اگر جنس خالصى در جهان نبود، كسى فريب جنس قلابى را نمىخورد، بنابراين حتى فروغ زودگذر باطل و نيز آبرو و حيثيت موقت او به بركت حق است، اما حق همه جا متكى به خويشتن است و آبرو و اثر خويش[**]! (ج ١٦٤/١٠ تا ١٦٧.)
حقّ معلوم: (معارج/ ٢٤.)[***]
بعضى از مفسران معتقدند كه منظور از «حق معلوم» در آيۀ مورد بحث، همان «زكات» است كه مقدار معينى دارد و مصرف آن در جهت «سائل» و «محروم» است، در حالى كه مىدانيم سورۀ معارج كه اين آيه در آن آمده، مكى است و حكم زكات در مكه نازل نشده بود، يا اگر نازل شده بود مقدار معين نداشت، لذا بعضى ديگر معتقدند: مراد از «حق معلوم» چيزى غير از زكات است كه انسان بر خود لازم مىشمرد كه به نيازمندان دهد، شايد اين تفسير حديثى است كه از امام صادق (ع) نقل شده كه وقتى از تفسير اين آيه از حضرت سؤال مىكنند كه آيا اين چيزى غير از زكات است؟ مىفرمايد:
«آرى، اين دربارۀ كسى است كه خداوند ثروت و مالى به او مىبخشد و او به مقدار
[١]على (ع) در وصف خود و دشمنانش همچون اصحاب جنگ جمل مىفرمايد: «آنها رعد و برقى نشان دادند، اما پايانش جز سستى و ناتوانى نبود، ولى ما به عكس تا كارى انجام ندهيم رعد و برقى نداريم و يا نباريم سيلاب خروشان به راه نمىاندازيم!» (برنامه ما عمل است، نه سخن). «نهج البلاغه، خطبه ٩.»
[*] «كان دروغ از راست مىگيرد فروغ!».
[**] على (ع) مىفرمايد: «اگر باطل از آميزش با حق خالص شود، بر حقجويان مخفى نخواهدماند، و اگر حق از آميزش باطل رهايى يابد، زبان بدگويان از آن قطع خواهد شد!». «نهج البلاغه، خطبه/ ٥٠.».
[***]وَ اَلَّذِينَ فِي أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ.«و آنها كه در اموالشان حقّ معلومى است» معارج/ ٢٤.