شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٩١ - امل (حجر/ ٣ )
ولى همين عامل حيات و حركت اگر از حدّ بگذرد و به صورت «آرزوى دور و دراز» درآيد بدترين عامل انحراف و بدبختى است و درست همانند آب باران است كه مايه حيات است، اما اين آب اگر از حدّ گذشت مايۀ غرق شدن و نابودى خواهد شد.
اين آرزوى كشنده همان است كه آيه فوق روى آن تكيه مىكند و آن را مايۀ بىخبرى از خدا و حق و حقيقت مىشمارد، اين آرزوها و اميدهاى دور و دراز چنان انسان را به خود مشغول مىدارد و غرق در عالمى از تخيّل مىسازد، كه از زندگى و هدف نهايىاش بكلى بيگانه مىشود.
حديث معروفى كه در نهج البلاغه از على (ع) نقل شده نيز بيان گويايى براى اين واقعيت است:
ايّها الناس انّ اخوف ما اخاف عليكم اثنان: اتّباع الهوى و طول الامل، فامّا اتّباع الهوى فيصدّ عن الحقّ، و امّا طول الامل فينسى الآخرة. «اى مردم! مخوفترين چيزى كه بر شما از آن مىترسم دو چيز است: پيروى از هوا و هوسها و آرزوى دراز، چرا كه پيروى از هوسها شما را از حق بازمىدارد و آرزوى دراز آخرت را به دست فراموشى مىسپارد[١].» و براستى چه افراد با استعداد و شايسته و لايقى كه براثر گرفتارى در دام آرزوى دراز، به موجودات ضعيف و مسخ شدهاى مبدل گشتهاند كه نه تنها به حال جامعهشان مفيد نيفتادند، بلكه منافع شخصى خود را نيز پاىمال كردند و از هرگونه تكامل نيز بازماندند، آنچنان كه در دعاى كميل مىخوانيم: و حبسنى عن نفعى بعد املى. «آرزوى دراز، مرا از منافع واقعيم محروم ساخت.» اصولا آرزو كه از حدّ گذشت، دائما انسان را در رنج و تعب وامىدارد، شب و روز بايد تلاش كند به گمان خود دنبال سعادت و رفاه مىرود در حالى كه چيزى جز بدبختى و شقاوت براى او فراهم نمىشود، و اين گونه افراد غالباً در همين حال جان مىدهند و زندگى دردناك و غمانگيزشان مايه عبرت است براى آنها كه چشم و گوش بينا و شنوا دارند.
(ج ١١/١١-١٢.)
[١]نهج البلاغه، خطبۀ ٤٢.