شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٠٨ - ايمان (بقره/ ١٠٨ )
ايمان به زبان و نيز همانطور كه در بالا گفته آمد به اكراه و اجبار صحيح نيست، در سورۀ حجرات آيۀ ١٤ مىخوانيم:
قٰالَتِ اَلْأَعْرٰابُ آمَنّٰا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا وَ لَمّٰا يَدْخُلِ اَلْإِيمٰانُ فِي قُلُوبِكُمْ...
«(اى رسول) عربهاى باديهنشين (بنى اسد و غيره) كه بر تو منّت گذاردند و گفتند ما (بىجنگ و نزاع) ايمان آورديم، به آنها بگو شما كه ايمانتان (از زبان) به قلب وارد نشده به حقيقت هنوز ايمان نياوردهايد، ليكن بگوييد ما اسلام آوردهايم (و از خوف جان به ناچار تسليم شدهايم)...» حجرات/ ١٤.
طبق اين آيه تفاوت «اسلام» و «ايمان» در اين است كه «اسلام» شكل ظاهرى قانونى دارد و هركس شهادتين را بر زبان جارى كند در سلك مسلمانان وارد مىشود و احكام اسلام نيز بر او جارى خواهد شد.
ولى ايمان يك امر واقعى و باطنى است و جايگاه آن قلب آدمى است نه زبان و ظاهر او[١].
«اسلام» ممكن است انگيزههاى مختلفى داشته باشد، حتى انگيزههاى مادّى و منافع شخصى، ولى «ايمان» حتماً از انگيزههاى معنوى، از علم و آگاهى، سرچشمه مىگيرد و همان است كه ميوۀ حياتبخش تقوا بر شاخسارش ظاهر مىشود.
اين همان چيزى است كه در عبارت گويايى از پيغمبر گرامى اسلام (ص) آمده است:
الاسلام علانيّة، و الإيمان فى القلب. «اسلام امر آشكارى است، ولى جاى ايمان دل است»[٢]و در حديث ديگرى از امام صادق (ع) مىخوانيم كه: «ايمان با اسلام شريك است، اما اسلام با ايمان شريك نيست (هر مؤمنى مسلمان است، ولى هر مسلمانى مؤمن نيست)، ايمان آن است كه در دل ساكن شود، اما اسلام چيزى است كه قوانين نكاح و ارث و حفظ خون برطبق آن جارى مىشود[٣]»
(١)در بعضى از روايات، مفهوم «اسلام» منحصر به اقرار لفظى شمرده شده، در حالى كه «ايمان» اقرار توأم با عمل معرفى شده است: الايمان إقرار و عمل، و الإسلام إقرار بلا عمل. «اصول كافى، جلد ٢، باب انّ الإسلام يحقن به الدّم، حديث ٢.»
[٢] مجمع البيان، ج ١٣٨/٩.
(٣) اصول كافى، ج ٢. باب انّ الايمان يشرك الاسلام، حديث ٢.