شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٦٩ - حلال (يونس/ ٥٩ )
تحريم صيد محدود به زمان احرام است. (ج ٢٤٩/٤ و ٢٥١ و مآخذ ديگر)
تَحُلُّ:(رعد/ ٣١.)[*]
در اصل از مادّۀ «حلّ» و در اين آيه به معنى «فرود آمدن و وارد شدن» است.
«راغب» در «مفردات» مىگويد: حل حلو لا و احله غيره «وارد شد و ديگرى او را وارد كرد»، همچنين جملۀ: حللت يعنى «فرود آمدم» كه در اصل به معنى «باز كردن بارها به هنگام فرود آمدن و منزل گزيدن» است و به همين مناسبت جاى زندگى و فرود آمدن را «محلّة» گفتهاند، و از معنى «حلول» (وارد شدن)، عبارت: احلت الشاة «شير در پستان گوسفند وارد شد» مشتق شده است[**]. همچنين واژۀ «محلّ»، اسم مكان و اسم زمان (مكان و زمان حلول و سر رسيدن مدت) و در آيۀ ١٩٦ سورۀ بقره[***]به معنى «جاى قربان كردن» است.
به هر حال، موضوع آيۀ مورد بحث (رعد/ ٣١.) كه در ابتداى سخن به آن اشاره شد، دربارۀ هجوم مصائب كوبندهاى است كه به خاطر اعمال كافران صورت مىگيرد، اين مصائب به صورت بلاهاى مختلف و همچنين جنگهاى كوبنده مجاهدان اسلام بر آنها فرود مىآيد و اگر اين مصائب در خانههاى آنها فرود نيايد، به نزديكى خانۀ آنها وارد مىشود (او تحلّ قريبا من دارهم). (ج ٢٢٢/١٠ و مآخذ ذكر شده).
حلال: (يونس/ ٥٩.)[****]
واژۀ «حلّ و حلال» هر دو مصدرند[*****]و در اصل به معنى «باز كردن گره» است بنابراين واژۀ «حلال» يعنى «باز شدن و آزاد شدن از ممنوعيّتها»: «... هذا حلال و هذا حرام...» (اين آزاد و اين ممنوع). نحل/ ١١٦. پس «حلال» در مقابل «حرام» است.
[*]... أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دٰارِهِمْ...«... يا به نزديكى خانه آنها فرود مىآيد...» رعد/ ٣١.
[**] مفردات، راغب، مادّه «حلّ».
[***]... وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتّٰى يَبْلُغَ اَلْهَدْيُ مَحِلَّهُ...«... و سرهاى خود را نتراشيد تا قربانى به محلّش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)...» بقره/ ١٩٦.
[****]قُلْ أَ رَأَيْتُمْ مٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرٰاماً وَ حَلاٰلاً...يونس/ ٥٩.
[*****] حل يحل، حلا و حلالا: (روا بودن، از احرام بيرون آمدن).