شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٩٣ - (شورى/ ٧ )
امّ
به معنى «مادر» است و مىدانيم مادر پناهگاهى است براى فرزندان كه در مشكلات به او پناه مىبرند و نزد او مىمانند (در آيۀ ٩ سورۀ قارعه چنين آمده است):فَأُمُّهُ هٰاوِيَةٌ.
«پناهگاهش «هاويه» (دوزخ) است».
در اين جا اشاره به اين است كه اين گنهكاران خفيف الميزان (يعنى كسانى كه ترازوهايشان سبك است)[*]محلى براى پناه گرفتن، جز دوزخ نمىيابند، واى به حال كسى كه پناهگاهش «جهنم» باشد! بعضى نيز گفتهاند معنى «امّ» در اين جا «مغز» است، زيرا عرب به مغز سر، «امّ الرأس» مىگويد، بنابراين معنى آيه چنين مىشود كه آنها را با سر در جهنم مىافكنند، ولى اين احتمال بعيد به نظر مىرسد، زيرا در اين صورت آيۀ بعد:
وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا هِيَهْ.«و تو چه مىدانى هاويه چيست؟» قارعه/ ١٠.
مفهوم درستى نخواهد داشت. (ج ٢٦٦/٢٧.)
أُمَّ اَلْقُرىٰ:(شورى/ ٧.)[**]
كلمۀ «امالقرى» كه يكى از نامهاى مكه است از دو واژه تركيب يافته، «ام» كه در اصل به معنى اساس و ابتدا و آغاز هر چيز است و مادر را هم بههمينجهت «ام» مىگويند كه اساس و اصل فرزندان است.
و «قرى» كه جمع «قريه» است به معنى هرگونه آبادى و شهر است، اعم از شهرهاى بزرگ و كوچك يا روستا، و شواهد زيادى نيز در قرآن بر اين معنى وجود دارد.
اكنون ببينيم چرا «مكه» را «امّالقرى» ناميدهاند؟ (مادر و اصل همه آباديها).
روايات اسلامى تصريح مىكند كه همه زمين نخست زير آب غرق بود و خشكيها تدريجا سر از آب بيرون آوردند، (علم امروز نيز اين معنى را پذيرفته است).
اين روايات مىگويد: نخستين نقطهاى كه از زير آب سر بر آورد، «كعبه» بود و سپس
[*]وَ أَمّٰا مَنْ خَفَّتْ مَوٰازِينُهُ.«و امّا كسى كه ترازوهايش سبك است.» قارعه/ ٨.
[**]... لِتُنْذِرَ أُمَّ اَلْقُرىٰ وَ مَنْ حَوْلَهٰا...«... تا امّالقرى و كسانى را كه اطراف آن هستند، انذار كنى...» شورى/ ٧.