شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٣٥ - اَحْيَيْن١٦٤٨ اها (يس/ ٣٣ )
آرى در آنجا جا پردههاى غرور و غفلت كنار مىرود و چشم حقيقت بين انسان باز مىشود، لذا چارهاى جز اعتراف به گناه ندارد.
آنها در اين جهان اصرار به انكار معاد داشتند و پيامبران را در اين زمينه به باد استهزاء مىگرفتند، امّا هنگامى كه مرگ و حيات متوالى خود را مىبينند جايى براى انكار باقى نمىماند، تكيه كردن آنها روى تكرار مرگ و حيات شايد از اين نظر است كه مىخواهند بگويند:
اى خداوندى كه مالك مرگ و حياتى، توانايى دارى كه بار ديگر ما را به دنيا بازگردانى تا در مقام جبران برآييم. (ج ٤٢/٢٠.)
اَحْيَيْنٰاها: (يس/ ٣٣.)[*]
به معنى «ما آن را زنده كرديم» و اين جمله نيز از مادّۀ «حىّ» گرفته شده و آيۀ مورد بحث دربارۀ توحيد و معاد و نشانههايى از آن است تا وسيلهاى براى بيدارى منكران و ايمان به مبدأ و معاد باشد.
اين آيه، از احياى زمينهاى مرده و بركاتى كه از آن عايد انسانها مىشود بحث كرده است و مىفرمايد:
«زمين (هاى) مرده براى آنها نشانۀ آشكارى است (از مبدأ و معاد)، ما آن را زنده كرديم و دانههايى از آن خارج ساختيم و آنها از آن تغذيه مىكنند».
مسئله حيات و زندگى از مهمترين دلايل توحيد است، مسألهاى است فوقالعاده مرموز و پيچيده و شگفتانگيز كه عقل همه دانشمندان را به حيرت افكنده، و با تمام پيشرفتهاى عظيمى كه در علم و دانش نصيب بشر شده هنوز كسى معماى آن را نگشوده است، هنوز كسى به درستى نمىداند تحت تأثير چه عواملى در روز نخست موجودات بىجان تبديل به سلولهاى زنده شده است! هنوز كسى نمىداند كه بذرهاى گياهان و طبقات مختلف آن دقيقا چگونه ساخته شده! و چه قوانين مرموزى برآن حاكم است كه به هنگام فراهم شدن شرايط مساعد به حركت درمىآيد و رشد و نمو را آغاز مىكند و ذرات زمين مرده را جذب وجود خود مىسازد و
[*]وَ آيَةٌ لَهُمُ اَلْأَرْضُ اَلْمَيْتَةُ أَحْيَيْنٰاهٰا وَ أَخْرَجْنٰا مِنْهٰا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ.يس/ ٣٣.