شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٤٤ - جبال (غاشيه/ ١٩ )
به طبيعت و فطرت انسان «جبلّة» اطلاق شده، چرا كه غير قابل تغيير است، مانند كوه كه نمىتوان آن را جابجا كرد. (ج ٣٣٥/١٥.)
جبال: (غاشيه/ ١٩.)[*]
جمع «جبل» و جبل به معنى «كوه و برآمدگى بزرگ در سطح زمين» است.
آيۀ مورد بحث به ويژگيها و چگونگى نصب «كوهها» اشاره مىكند و مىگويد: «آيا آنها به كوهها نمىنگرند كه چگونه در جاى خود نصب شده است؟!» كوههايى كه ريشههاى آن به يكديگر متصل است و همچون حلقههاى زره گرداگرد زمين را فراگرفته، و لرزشهاى ناشى از مواد مذاب درونى، و جذر و مدّ ناشى از جاذبههاى ماه و خورشيد را به حدّ اقل مىرساند، كوههايى كه پناهگاه مطمئن است و سپرى است در مقابل طوفانها كه اگر نبودند كرۀ زمين تبديل به بيابانى مىشد غير قابل زندگى! و بالاخره كوههايى كه آبها را در خود حفظ مىكند و تدريجا بهسوى سرزمينهاى تشنه روان مىسازد و در دامنههاى خود نشاط حيات و سرسبزى و خرمى و طراوت مىآفريند و شايد به خاطر همين جهات است كه در آيات ديگر قرآن، كوهها به عنوان ميخها و اوتاد زمين معرفى شده.
اصولا كوهها مظهر ابهت و عظمت و صلابت، و همه جا مايۀ خير و بركت است و شايد به همين دليل انسان در دل كوهها انديشۀ بيدارترى مىيابد و بىجهت نيست كه پيغمبر اكرم (ص) قبل از بعثتش مدتها به عبادت در «جبل النور» و «غار حرا» مشغول بود.
امّا دربارۀ كيفيّت خلقت كوهها، با توجه به واژۀ «نصبت» (از مادۀ نصب به معنى:
ثابت قرار دادن)، ممكن است اين تعبير اشارهاى به كيفيّت خلقت كوهها در آغاز آفرينش بوده باشد، همان چيزى كه علم امروز پرده از آن برداشته، و پيدايش كوهها را به عوامل متعددى نسبت مىدهد و انواع و اقسامى براى آن قائل است: كوههايى كه براثر چينخوردگى زمين پيدا شده. كوههايى كه از آتشفشانها به وجود آمده. كوههايى كه نتيجۀ آبرفتهاى ناشى از باران است، و كوههايى كه در دل درياها تكوين مىيابد و مجموعهاى است از رسوبات دريا و باقيماندۀ حيوانات آن (مانند كوهها و جزاير مرجانى).
(شعراء/١٨٤.
[*]وَ إِلَى اَلْجِبٰالِ كَيْفَ نُصِبَتْ.غاشيه/ ١٩.