شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٠١ - بشر
«آنگاه (سليمان) از سخن او تبسّمى كرد و خنديد...»[**](لاروس، فرهنگ لغات قرآن، با استفاده از آيات.)
ب ش ر
بشر:
بر وزن «عشر» (در آيۀ ٦٣ سورۀ نمل)[*]مخفف «بشر» (بر وزن كتب) جمع «بشور» (بر وزن قبول) به معنى «مبشّر و بشارتدهنده» است. (ج ٥١٩/١٥.) بشر: (در آيۀ: لوّاحة للبشر. «پوست تن را بكلى دگرگون مىكند. مدثر/ ٢٩.) جمع «بشره» به معنى «ظاهر پوست تن» است و نيز ممكن است به معنى «انسانها» بوده باشد.
«انسان» را ازاينرو «بشر» مىگويند كه «بشره» و پوست تن او برهنه است، بخلاف حيوانات كه معمولا از لباس طبيعى خاصى پوشيده شده، در واقع چون آنها قدرت بر تهيه وسايل زندگى ندارند، خداوند آن را به طور طبيعى در اختيارشان نهاده، ولى در مورد انسان به هوش و عقل او موكول شده است.
جمعى معتقدند منظور از «بشر» (در آيۀ ٥٤ سورۀ فرقان)[***]نخستين انسان يعنى آدم (ع) است، چرا كه آفرينش او «طين» يعنى معجونى از آب و خاك بود، به علاوه طبق بعضى از روايات اسلامى، نخستين موجودى كه خدا آفريد آب بود و انسان را از آن آب آفريد و با توجه به آيه مورد بحث، نكرده بودن «بشرا» (انسانى را) گواه اين معنى است.
اما جمعى ديگر معتقدند كه منظور از «ماء» در همين آيه، آب نطفه است كه همه انسانها به قدرت پروردگار توسط آن به وجود مىآيند. (ج ٢٤٩/١٤، ج ١٢٦/١٥، ج ٢٣٤/٢٥.)
[**]در اين كه چه چيز سبب خندۀ سليمان شده بود، نظريات مختلف است، به جلد پانزدهم تفسير نمونه، صفحه ٤٣٣ مراجعه فرماييد.
[*]... وَ مَنْ يُرْسِلُ اَلرِّيٰاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ...«و كسى كه بادها را بشارتدهندگان پيش از نزول رحمتش مىفرستد...» نمل/ ٦٣.
[***]وَ هُوَ اَلَّذِي خَلَقَ مِنَ اَلْمٰاءِ بَشَراً...«او كسى است كه از آب انسانى را آفريد...» فرقان/ ٥٤.