شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٢٦ - خَليفة (بقره/ ٣٠ )
جهاد نازل مىشد و از مردم دعوت مىكرد كه به خدا ايمان بياورند و همراه پيامبر خدا (ص) در راه خدا جهاد كنند، منافقان قدرتمند كه از نظر جسمى و مالى براى شركت در ميدان جنگ توانايى كافى داشتند از پيامبر (ص) اجازه مىخواستند كه در ميدان جهاد شركت نكنند و مىگفتند بگذار ما با قاعدين (آنها كه از جهاد معذورند) باشيم، قرآن انها را با اين جمله مورد ملامت و ندامت قرار مىدهد كه:
«آنها راضى شدند با متخلفان بمانند و بر دلهايشان (براثر گناه و نفاق) مهر نهاده شده، لذا نمىفهمند» توبه/ ٨٧.
بنابراين منظور از «خوالف» در آيۀ مورد بحث تمام كسانى است كه به نحوى از شركت در ميدان جنگ معذور بودند، اعم از زنان و يا پيران و يا بيماران و كودكان (از جمله منافقان كه حاضر شدند با زنان و اطفال و بيماران و... باقى بمانند).
بعضى از احاديث كه در تفسير آيه وارد شده نيز به اين موضوع اشاره كرده است.
(ج ٧٤/٨-٧٥.)
خَليفة: (بقره/ ٣٠.)[*]
در اصل از مادّۀ «خلف» [خلف، يخلف، خلافة و خلفا] به معنى «جانشين» است، آيۀ مورد بحث مىفرمايد:
«هنگامى كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روى زمين جانشين و حاكمى قرار خواهم داد...»إِنِّي جٰاعِلٌ فِي اَلْأَرْضِ خَلِيفَةً.
خواست خداوند چنين بود كه در روى زمين موجودى بيافريند كه نمايندۀ او باشد، صفاتش پرتوى از صفات پروردگار و مقام و شخصيّتش برتر از فرشتگان. خواست او اين بود كه تمامى زمين و نعمتهايش را در اختيار چنين انسانى بگذارد: نيروها، گنجها، معادن و همه امكاناتش را.
چنين موجودى مىبايست سهم وافرى از عقل و شعور و ادراك داشته باشد و از استعداد ويژهاى برخوردار بوده باشد كه بتواند رهبرى و پيشوايى موجودات زمينى را برعهده گيرد.
ولى در اين كه منظور از آن در آيۀ مورد بحث، جانشين چه كسى و چه چيزى است
[*]وَ إِذْ قٰالَ رَبُّكَ لِلْمَلاٰئِكَةِ إِنِّي جٰاعِلٌ فِي اَلْأَرْضِ خَلِيفَةً...بقره/ ٣٠