شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٠٠ - تَخُطُّهُ (عنكبوت/ ٤٨ )
خواستگارى كنيد و يا در دل، تصميم بر اين كار بگيريد بدون اين كه آن را اظهار كنيد...» آيۀ فوق براى آنكه هم به حريم زوجيت سابق تجاوز نشده باشد و هم زن از تعيين سرنوشت آيندۀ خود محروم نشود، دستور جالبى در اين زمينه داده كه هم عادلانه و هم كاملا آميخته با حفظ احترام طرفين است، آيه مىگويد: اگر كسى خواست از اين گونه زنان (زنانى كه در عدّه هستند) خواستگارى كند، مانعى ندارد، ولى بايد سربسته و به صورت كنايه باشد نه بىپرده و صريح! آنگاه اضافه مىكند كه تصميم بر ازدواج با آنها بعد از عده وفات بدون اين كه اظهارى دربارۀ آن بشود (نه به صورت تصريح، و نه به صورت كنايه) نيز گناهى ندارد.
در ادامۀ آيه مورد بحث آمده است كه علاوه بر لزوم خوددارى از خواستگارى آشكار، نبايد در خفا و پنهانى نيز در مدت عده، و با صراحت از چنين زنانى خواستگارى كرد، مگر اين كه صحبت در اين زمينه راستى طورى باشد كه با ادب اجتماعى و موضوع مرگ شوهر، سازش داشته و به اصطلاح قرآن «معروف» (پسنديده و متعارف) باشد، يعنى در پرده و كنايه صورت گيرد.
پيشوايان اسلام در تفسير اين آيه براى خواستگارى كردن به طور سربسته و به اصطلاح قرآن (قول معروف) مثالهايى ذكر كردهاند، به عنوان نمونه:
امام صادق (ع) مىفرمايد: «قول معروف» اين است كه مثلا مرد به زن مورد نظرش بگويد:
من زنان را گرامى مىدارم و به تو علاقهمندم بنابراين ديگرى را بر من مقدم مدار[١].
(ج ١٣٩/٢-١٤٠.)
خ ط ط
تَخُطُّهُ: (عنكبوت/ ٤٨.)[*]
در اصل از مادّۀ «خطّ» به معنى «نوشتن و رسم كردن» گرفته شده، ولى در قرآن مجيد
[١]نور الثقلين، ج ١ /ذيل آيۀ مورد بحث.
[*]وَ مٰا كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتٰابٍ وَ لاٰ تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لاَرْتٰابَ اَلْمُبْطِلُونَ.عنكبوت/ ٤٨.