شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٢٩ - اختلاف (بقره/ ١٦٤ )
معنى جانشينان و نمايندگان خدا در زمين باشد، خواه به معنى جانشينان اقوام پيشين (هرچند معنى دوم در اين جا نزديكتر به نظر مىرسد) دليل بر نهايت لطف خداوند بر انسانهاست كه همۀ امكانات زندگى را در اختيار آنها گذاشته است. (ج ٦٩/٦، ج ٢٨٢/١٨.)
خُلَفٰاءَ الاَرض: (نمل/ ٦٢.)[*]
در بحث قبل گفتيم كه «خلفاء» جمع «خليف»، و خليف و خليفه هر دو به معنى «جانشين و نماينده» است و نيز اشاره كرديم كه بعضى «خلائف» را جمع «خليف و خليفه» هر دو دانستهاند.
و امّا منظور از جملۀ«خُلَفٰاءَ اَلْأَرْضِ»در آيۀ:... وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفٰاءَ اَلْأَرْضِ...«... و شما را خلفاى زمين قرار مىدهد...» ممكن است به معنى ساكنان زمين و صاحبان آن باشد، چرا كه خدا باآنهمه نعمت و اسباب رفاه و آسايش و آرامش كه در زمين قرار داده انسان را حكمران اين كرۀ خاكى ساخته و او را براى سلطه برآن آماده كرده است.
مخصوصا هنگامى كه انسان در اضطرار فرومىرود و به درگاه خدا رو مىآورد و او به لطفش بلاها و موانع را بر طرف مىسازد، پايههاى اين خلافت مستحكمتر مىشود (و از اين جا رابطۀ ميان اين دو بخش از آيه روشن مىشود).
و نيز ممكن است اشاره به اين باشد كه خدا ناموس حيات را چنين قرار داده كه دائما اقوامى مىآيند و جانشين اقوام ديگر مىشوند كه اگر اين تناوب نبود تكاملى صورت نمىگرفت.
بنابراين،«خُلَفٰاءَ اَلْأَرْضِ»به معنى «خلفاء فى الارض» است. (ج ٥١٨/١٥.)
اختلاف: (بقره/ ١٦٤.)[**]
ممكن است به معنى «آمد و شد» باشد، زيرا مادّۀ «خلف و خلاف» به معنى «جانشين شدن يكديگر» است و نيز در اين جا ممكن است به معنى «تفاوت و كم و زياد
[*]وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفٰاءَ اَلْأَرْضِ...نمل/ ٦٢.
[**]إِنَّ فِي خَلْقِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلاٰفِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهٰارِ وَ...«در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز و... (نشانههايى است از ذات پاك خدا و يگانگى او)» بقره/ ١٦٤.