شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤١٦ - (يوسف/ ٥٩ )
ج ه ز
جَهَّزَهُمْ:(يوسف/ ٥٩.)[*]
واژۀ «تجهيز» به معنى «برداشتن و آماده كردن وسايل براى انجام كارى» است، مانند آماده كردن وسايل براى سفر، يا جنگ و يا عروسى و امثال آن، و كلمۀ «جهاز» (به فتح، يا كسر جيم) به معنى اثاث و لوازم و چيزهايى است كه براى انجام كارى آماده مىكنند و نيز به معنى «دستگاه» آمده است و همچنين به اعضايى كه با هم عمل معينى را انجام مىدهند «جهاز» گفته شده است، مانند جهاز تنفس و امثال آن[**].
آيۀ مورد بحث، بخشى از داستان يوسف، عزيز مصر است كه برادرانش از سرزمين كنعان به علت خشكسالى و تهيه آذوقه، به فرمان يعقوب (پدرشان) راهى مصر شدند. يوسف در ميان درخواستكنندگان غلاّت نام برادران خود را ديد و آنها را شناخت، ولى آنها وى را نشناختند، زيرا از روزى كه يوسف را در چاه افكنده بودند تا روزى كه به مصر آمدند، سى تا چهل سال گذشته بود، بعلاوه آنها هرگز چنين احتمالى را نمىدادند كه برادرشان عزيز مصر شده باشد. به هر حال آنها غلّۀ مورد نياز خود را خريدارى كردند و يوسف برادران را مورد لطف و محبت فراوان قرار داد، برادران گفتند: ما، ده برادر از فرزندان يعقوب هستيم و او فرزندزادۀ ابراهيم خليل پيامبر بزرگ خداست. ما پدر پيرى داريم كه از پيامبران الهى است، ولى اندوه عميقى سراسر وجود او را در بر گرفته! هنگامى كه يوسف علت اندوه فراوان پدر را از آنها پرسيد، آنها گفتند: او پسرى كوچكتر از ما داشت كه بسيار مورد علاقهاش بود، روزى همراه ما براى تفريح به صحرا آمد و چون از او غافل مانديم، گرگ او را دريد و از آن روز تاكنون پدر براى او گريان و غمگين است.
بعضى از مفسران گفتهاند كه يوسف را عادت بر اين بود كه به هركس يكبار شتر غلّه بيشتر نمىفروخت و چون برادران يوسف، ده نفر بودند، ده بار غلّه به آنها داد. آنها گفتند ما
[*]وَ لَمّٰا جَهَّزَهُمْ بِجَهٰازِهِمْ قٰالَ اِئْتُونِي بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِيكُمْ...«و هنگامى كه (يوسف) بارهاى آنها را آماده ساخت، گفت (دفعه آينده) آن برادرى را كه از پدر داريد نزد من آوريد...» يوسف/ ٥٩.
[**] راغب، مفردات و فرهنگ فارسى عميد.