شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٢٤ - خِلْفَةً (فرقان/ ٦٢ )
كه اين پيشنهاد نيز يك نوع شيطنت و كار منافقانه بوده است و به اصطلاح تاكتيكى بوده براى استتار چهرۀ زشت خود و ادامه به اعمال سابق.
بعضى گفتهاند واژۀ «خالف» به معنى «مخالف» است، اشاره به اين كه شما هم برويد و با گروه مخالفان همصدا شويد و اين كلمه را به معنى «فاسد» نيز تفسير كردهاند، چه اين كه «خلوف» به معنى فساد و «خالف» به معنى فاسد در لغت آمده است. اين احتمال نيز وجود دارد كه همه معانى بالا از اين كلمه در آيۀ فوق اراده شده باشد، چرا كه گروه منافقان و دوستان آنان داراى تمام اين صفات رذيله بودهاند. (ج ٦٦/٨.)
خِلْفَةً: (فرقان/ ٦٢.)[*]
به كسر اول و سكون ثانى، از باب [خلف، يخلف، خلافة][**]و آنطور كه «راغب» در «مفردات» مىگويد به معنى «جانشين يكديگر شدن» است به طورى كه يكى از پى ديگرى درآيد[***]مانند آيۀ مورد بحث كه مىفرمايد:
«او كسى است كه شب و روز را جانشين يكديگر قرار داد، براى آنها كه بخواهند متذكر شوند و يا شكرگزارى كنند» آيۀ فوق بخش ديگرى از نظام هستى را بازگو مىكند. اين نظام بديع كه بر شب و روز حاكم است و متناوبا جانشين يكديگر مىشوند و ميليونها سال اين نظم ادامه دارد، نظمى كه اگر نبود زندگى انسان براثر شدت نور و حرارت يا تاريكى و ظلمت به تباهى مىكشيد، براى آنها كه مىخواهند خدا را بشناسند دليل جالبى است.
مىدانيم پيدايش نظام «شب» و «روز» براثر گردش زمين به دور خويش است و تغييرات تدريجى و منظم آنكه دائما از يكى كاسته و بر ديگرى افزوده مىشود به خاطر تمايل محور آن نسبت به مدارش مىباشد كه باعث وجود فصلهاى چهارگانه است.
اگر كره زمين ما در حركت دورانى تندتر و يا كندتر از امروز مىچرخيد در يك صورت شبها آنقدر طولانى مىشد كه همه چيز منجمد مىگشت و روزها آنقدر طولانى كه نور آفتاب همه چيز را مىسوزاند و در صورت ديگر فاصله كوتاه شب و روز تأثير آنها را خنثى
[*]وَ هُوَ اَلَّذِي جَعَلَ اَللَّيْلَ وَ اَلنَّهٰارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرٰادَ شُكُوراً.فرقان/ ٦٢.
[**] المنجد، مادّۀ «خلف».
[***] مفردات، راغب، ماده «خلف».