شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٧٠ - (انعام/ ١٠١ )
واژۀ «بدار» در آيۀ ٦ سورۀ نساء[*]از مادّۀ «بدر» و به نقل از «لسان التنزيل» به معنى «پيش دستى كردن» آمده است.
و اما «بدر» در آيۀ مورد بحث، نام مردى بوده[**]كه در سرزمين ميان مكه و مدينه چاه آبى داشته و بههمينجهت آن سرزمين به نام او «بدر» ناميده شده و از نظر ريشه لغت، همانطور كه در بالا گفته شد به معنى «پر و كامل» است. (ج ٧٩/٣، با استفاده از مآخذ ذكر شده)
ب د ع
بَدِيعُ»: (انعام/ ١٠١.)[***]
از مادّۀ «بدع» به معنى «بهوجودآورندۀ چيزى بدون سابقه» است. «راغب» در مفردات مىگويد: «ابداع» همان إنشاء و آفريدن است كه بدون سابقه قبلى ايجاد و انجام شود و هرگاه واژۀ «بديع» دربارۀ خداى تعالى به كار رود به معنى ايجاد و آفرينش چيزى است بدون مادّه و ابزار و بدون زمان و مكان، اين گونه آفرينش و ابداع، خاصّ خداوند است[****].
واژۀ «بديع» به «مبدع» يعنى «ايجادكننده» گفته مىشود (مانند آيۀ مورد بحث) و اسم مفعول آن «مبدع» است و نيز كلمۀ «بدع» براى اسم فاعل و مفعول هر دو به كار مىرود، مثلا در آيۀ:
قُلْ مٰا كُنْتُ بِدْعاً مِنَ اَلرُّسُلِ... احقاف/ ٩. واژۀ «بدع» معنايش «مبدع» و اسم مفعول
[*]... وَ لاٰ تَأْكُلُوهٰا إِسْرٰافاً وَ بِدٰاراً...«... و به اسراف و عجله مال يتيمان را حيف و ميل نكنيد...» نساء/ ٦.
[**] لسان التنزيل مىنويسد: بدر نام آبى بوده ميان مكه و مدينه و نيز مىنويسد كه گفته شده: نام چاهى بوده از آن مردى به نام بدر بن كلده كه به وى بازخواندند.
[***]بَدِيعُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ...«ابداعكنندۀ آسمانها و زمين اوست...» انعام/ ١٠١.
(****) در پاسخ اين سؤال: «مگر مىشود چيزى از عدم به وجود آيد؟!» شرح مبسوطى در تفسير نمونه جلد ١، صفحه ٤٢٠ (ذيل آيه ١١٧ سورۀ بقره) و نيز جلد ٥، صفحه ٣٨٥ (ذيل آيه ١٠١ سوره انعام) آمده است.