شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٨٠ - تراب و عظام (مؤمنون/ ٣٥ )
بعضى گفتهاند اين واژه در اصل از «ترائب» به معنى «دندههاى قفسۀ سينه» گرفته شده كه شباهت زيادى با هم دارند. (ج ٣١٦/١٩ و ج ٢٥٥/٢٣ و ج ٤٨/٢٦.)
ترائب: (طارق/ ٧.)[*]
جمع «تريبه» بنا بر مشهور ميان علماى لغت، استخوانهاى بالاى سينه است، همان جا كه گردنبند روى آن قرار مىگيرد، چنان كه «ابن منظور» در «لسان العرب» همين قول را نقل كرده است.[**]
در عين حال معانى متعدد ديگرى نيز براى آن ذكر كرده، از جمله اين كه «ترائب» به معنى قسمت پيش روى انسان است (در مقابل صلب كه پشت انسان است) يا اين كه «ترائب» به معنى دستها و پاها و چشمهاست، يا اين كه مجموعۀ استخوانهاى سينه و يا چهار دنده از طرف راست و چهار دنده از طرف چپ است. (ج ٣٦٥/٢٦.)
تراب و عظام: (مؤمنون/ ٣٥.)[***]
«تراب» به معنى (خاك) و «عظام» به معنى (استخوانها) است، معمولا بدن انسان نخست تبديل به استخوانهاى پوسيده و سپس خاك مىشود، بنابراين جاى اين سؤال باقى است كه چرا در آيه، تراب بر عظام مقدم داشته شده است؟ اين تعبير ممكن است اشاره به دو بخش مختلف بدن آدمى باشد، نخست گوشتها فرومىريزد و خاك مىشود و استخوانها سالها بعد از آن باقى مىماند و سپس مىپوسد و از بين مىرود.
اين احتمال نيز قابل توجه است كه «تراب» اشاره به نياكان بسيار قديم باشد كه همگى خاك شدند و «عظام» اشاره به پدران كه استخوانهاى پوسيدۀ آنها باقى است[١]و يا
[*]يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ اَلصُّلْبِ وَ اَلتَّرٰائِبِ.(آبى كه) خارج مىشود از ميان «پشت» و «سينهها» طارق/ ٧.
[**] قال اهل اللّغة اجمعون موضع القلادة من الصّدر.
[***]أَ يَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذٰا مِتُّمْ وَ كُنْتُمْ تُرٰاباً وَ عِظٰاماً أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ.«اشرافيان خودخواه گفتند:) آيا او به شما وعده مىدهد هنگامى كه مرديد و خاك و استخوان شديد بار ديگر (از قبرها) خارج مىشويد؟» مؤمنون/ ٣٥.
[١] تفسير روح المعانى، ذيل آيه.