شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٩ - اسماعيل (مريم/ ٥٤ )
باشد به صورت خشم و نشان دادن عكس العمل خشمآلود ظاهر مىشود و اگر نسبت به افراد بالادست و كسانى كه تاب مقاومت در برابر آنها نيست بوده باشد به شكل اندوه آشكار مىشود. از ابن عباس نيز نقل شده كه حزن و غضب (اندوه و خشم) يك ريشه دارد اگرچه لفظ آنها مختلف است. (ج ٣٧٦/٦ و ج ٩٠/٢١.)
اسماعيل
اسماعيل: (مريم/ ٥٤.)[*]
(من اعلام القرآن) او از «هاجر»، زن مصرى، كنيز «ساره» (زن ابراهيم) زاده شد و بزرگترين فرزند ابراهيم است. ازآنجا كه «ساره» زن نازا بود به هاجر و پسرش «اسماعيل» رشك مىبرد و پس ازآنكه ساره باردار شد و «اسحاق» را آورد به ابراهيم گفت: اين كنيز را با پسرش از نزد من بيرون كن.
در روايات اسلامى آمده است كه ابراهيم، هاجر و اسماعيل را به زمين مكه برد و در آنجا گذاشت و خود تنها بازگشت. هاجر در ميان كوههاى صفا و مروه، اسماعيل را نهاد و خود به دنبال آب دويد و به اين ترتيب هفت بار آن مسافت را طى كرد. وقتى نزد اسماعيل بازگشت مشاهده كرد از زير پاى اسماعيل چشمه آبى در آمده. آن چشمه را «چاه زمزم» خواند. به بركت اسماعيل و آب زمزم، محلّ مكّه پرنعمت شد، در اين وقت قومى از حوالى «يمن» به نام «جرهم» به مكّه آمدند و ازآنپس اسماعيل در ميان آنها پرورش يافت، هاجر و فرزندش در مجاورت قبيلۀ جرهم روزگار مىگذرانيدند تا اين كه اسماعيل به حدّ رشد و به سن جوانى رسيد.
ابراهيم در خواب ديد كه خدا به او فرمان مىدهد تا فرزندش اسماعيل را قربان كند، آنگاه ابراهيم به مكه آمد و در بيابان «منى» گونۀ فرزند خود را بر خاك نهاد و كارد را به دست گرفت كه اسماعيل را ذبح كند، كارد از بريدن بازماند و آزارى به گلوى اسماعيل نرساند و از طرف خدا، قربانيى به عنوان فديۀ اسماعيل به وى رسيد و ابراهيم آن را به جاى
[*]وَ اُذْكُرْ فِي اَلْكِتٰابِ إِسْمٰاعِيلَ إِنَّهُصٰادِقَ اَلْوَعْدِ وَ كٰانَ رَسُولاً نَبِيًّا.«در كتاب آسمانى خود از «اسماعيل» ياد كن كه او در وعدههايش صادق و رسول و پيامبر بزرگى بود» مريم/ ٥٤.