شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٢٦ - ثمن (يوسف/ ٢٠ )
در آيۀ اخير، تعبير به «ثمّ» به معنى تأخير زمانى نيست، تا لازمۀ اين سخن آن باشد كه اول اطعام و انفاق كنند، و بعد ايمان آورند، بلكه در اين گونه موارد - همان گونه كه جمعى از مفسران تصريح كردهاند - براى بيان برترى مقامى است، چرا كه مسلما رتبۀ ايمان و توصيه به صبر و مرحمت، بالاتر از كمك به نيازمندان است، بلكه اعمال صالح از آن ايمان و اخلاق سرچشمه مىگيرد و ريشۀ همۀ آنها را بايد در اعتقادات و خلقيات عالى جستجو كرد.
بعضى نيز احتمال دادهاند كه «ثمّ» در اين جا به معنى تأخير زمانى است، چرا كه اعمال خير، گاه سر چشمۀ گرايش به ايمان مىشود و مخصوصا در تحكيم مبانى اخلاق مؤثر است، زيرا خلق و خوى انسان نخست به صورت «فعل» است و بعد به صورت «حالت» و سپس «عادت» و بعد از آن به صورت «ملكه» در مىآيد. (ج ٣٨٠/١٩، ج ٣٢/٢٧.)
ثَمَّ:(انسان/ ٢٠.)[*]
اسم اشاره است و چنان كه «راغب» در مفردات مىگويد، اشاره به مكان دور (آنجا) نسبت به مكان نزديك است و جاى نزديك را «هنالك» گويند كه هر دو در اصل ظرف مكان هستند. (به نقل از مفردات «راغب»)
ثمن
ثمن: (يوسف/ ٢٠.)[**]
بر وزن «چمن» به معنى «ارزش و قيمت» است و آن اسمى است براى چيزى كه فروشنده در مقابل فروختن متاع يا چيز ارزشمندى دريافت مىدارد و يا مىتوان گفت، هر چيزى كه در برابر و عوض چيز ديگرى به دست مىآيد كه آن نيز قيمت آن چيز است.
جمع آن «اثمان و اثمن و اثمنه» است كه در قرآن مجيد به صورت جمع نيامده است.
آيۀ مورد بحث دربارۀ فروختن يوسف (ع) است كه او را به بهاى كمى (ثمن بخس)
[*]وَ إِذٰا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً.«و هنگامى كه آنجا را ببينى، نعمتها و ملك عظيمى را مىبينى!» انسان/ ٢٠.
[**]وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرٰاهِمَ مَعْدُودَةٍ...«و او را (يوسف را) به بهاى كمى - چند درهم - فروختند...» يوسف/ ٢٠.