شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٧٥ - بداء چيست؟
و دگرگونى است و گاهى با برخورد به موانع و فقدان شرايط تحقق نمىپذيرد.
براى روشن شدن اين حقيقت بايد مقايسهاى بين «نسخ» و «بداء» به عمل آيد:
مىدانيم كه نسخ احكام، از نظر همۀ مسلمانان جايز است، يعنى ممكن است حكمى در شريعت نازل شود و مردم نيز چنان تصور كنند كه اين حكم هميشگى و ابدى است، اما پس از مدتى نسخ آن حكم بهوسيلۀ شخص پيامبر (ص) اعلام شود، و حكم ديگرى جاى آن را بگيرد (همان گونه كه در داستان تغيير قبله، در تفسير و فقه و تاريخ خواندهايم).
اين در حقيقت، يك نوع «بداء» است، ولى معمولا در امور تشريعى و قوانين و احكام نام «نسخ» برآن مىگذارند، و نظير آن را در امور تكوينى، «بداء» مىنامند.
بههمينجهت گاهى گفته مىشود «نسخ در احكام يك نوع «بداء» است و بداء در امور تكوينى يك نوع «نسخ» است».
آيا هيچكس مىتواند چنين امر منطقى را انكار كند؟ جز كسى كه فرقى ميان علت تامه و علل ناقصه نمىگذارد و يا اين كه تحت تأثير تبليغات شوم ضد شيعه اهل بيت (ع) قرار گرفته است و تعصباتش به او اجازه چنين بررسى را نمىدهد...
با توجه به اين كه «بداء» چيزى جز همين «محو و اثبات» نيست براى توضيح مطلب، از چند نمونه كه همه آن را پذيرفتهاند ياد مىكنيم:
١) در داستان «يونس» مىخوانيم كه نافرمانى قومش سبب شد كه مجازات الهى به سراغ آنها بيايد و اين پيامبر بزرگ هم كه آنها را قابل هدايت نمىديد و مستحق عذاب مىدانست آنان را ترك گفت، اما ناگهان (بدا واقع شد). يكى از دانشمندان قوم كه آثار عذاب را مشاهده كرد، آنان را گرد آورد و به توبه دعوت كرد، همگى پذيرفتند و مجازاتى كه نشانههايش ظاهر شده بود برطرف شد (يونس/ ٩٨.)[*].
٢) در تواريخ اسلامى نيز آمده است كه حضرت مسيح (ع) دربارۀ عروسى خبر داد كه او در همان شب زفاف مىميرد، ولى عروس برخلاف پيشبينى مسيح (ع) سالم ماند!،
[*]فَلَوْ لاٰ كٰانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهٰا إِيمٰانُهٰا إِلاّٰ قَوْمَ يُونُسَ لَمّٰا آمَنُوا كَشَفْنٰا عَنْهُمْ عَذٰابَ اَلْخِزْيِ فِي اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا وَ مَتَّعْنٰاهُمْ إِلىٰ حِينٍ.«چرا هيچيك از شهرها و آباديها ايمان نياوردند كه (ايمانشان به موقع باشد و) مفيد به حالشان افتد، مگر قوم يونس، به هنگامى كه ايمان آوردند عذاب رسواكننده را در زندگى دنيا از آنان برطرف ساختيم و تا مدت معينى (پايان زندگى و اجلشان) آنها را بهرهمند ساختيم». يونس/ ٩٨.