شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٩٨ - خطب (قصص/ ٢٣ )
اين جمله بخوبى مىفهماند كه «شفاعت» دربارۀ همهكس ممكن نيست، بلكه شرايطى دارد كه اگر در كسى موجود نباشد پيامبر خدا هم حق شفاعت و تقاضاى عفو در مورد او ندارد. (ج ٩٠/٩، ج ١٤٩/١٥.)
خطب: (قصص/ ٢٣.)[*]
به معنى «منظور، مقصود» (طرف خطاب) و نيز به معنى «كار» است بايد توجه داشت كه «خطب» به هرگونه كارى نمىگويند، بلكه به معنى كارهاى مهم و بزرگ است، در حالى كه شغل، امر، فعل و امثال اينها مفهومى عام دارند.
در آيۀ مورد بحث مىخوانيم «هنگامى كه موسى در كنار چاه آب مدين قرار گرفت گروهى از مردم را در آنجا ديد كه چهار پايان خود را از آب چاه سيراب مىكنند و در كنار آنها دو زن را ديد كه گوسفندان خود را مراقبت مىكنند، اما به چاه نزديك نمىشوند» (آنها دختران شعيب بودند).
وضع اين دختران با عفت كه در گوشه چاه ايستاده بودند و كسى به داد آنها نمىرسيد و يكمشت شبان گردن كلفت تنها در فكر گوسفندان خويش بودند و نوبت به ديگرى نمىدادند، نظر موسى را جلب كرد، نزديك آن دو آمد و «گفت: كار شما چيست؟» (قال ما خطبكما).
همچنين در آيۀ ٣١ سورۀ ذاريات در جريان ورود فرشتگان بر ابراهيم (ع) آمده است:
قٰالَ فَمٰا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا اَلْمُرْسَلُونَ. «(ابراهيم) گفت: پس مأموريت (كار و منظور) شما چيست اى فرستادگان (خدا)؟» و باز در آيۀ ٩٥ سوره طه مىخوانيم:
«(موسى رو به سامرى كرد و) گفت: تو چرا اين كار كردى، اى سامرى؟ (منظور تو از اين عمل چه بود؟)»(قٰالَ فَمٰا خَطْبُكَ يٰا سٰامِرِيُّ). (ج ٢٨٥/١٣، ج ٥٦/١٦، ج ٣٥٤/٢٢.)
[*]... قٰالَ مٰا خَطْبُكُمٰا...«... (موسى) به آنها (به آن دو زن) گفت: كار شما چيست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمىدهيد؟)...» قصص/ ٢٣.