شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧١٤ - أَسْتَخْلِصْهُ (يوسف/ ٥٤ )
نجات بنيامين كردند، ولى تمام راهها را به روى خود بسته ديدند و عزيز مصر پيشنهاد آنها را مبنى بر اين كه فرد ديگرى را به جاى بنيامين بگذارند و او را با خود بازگردانند، نپذيرفت، لذا مأيوس شدند و تصميم به مراجعت به كنعان گرفتند كه ماجرا را براى پدر بگويند، در اين جا قرآن مىگويد:
«هنگامى كه (برادران) از عزيز مصر - يا از نجات برادر - مأيوس شدند به كنارى رفتند و خود را از ديگران جدا ساختند و به نجوا و سخنان در گوشى پرداختند»فَلَمَّا اِسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا.
جملۀ «خلصوا» در آيۀ فوق، كنايه از جدا شدن از ديگران و تشكيل جلسۀ خصوصى است و«خَلَصُوا نَجِيًّا»همان گونه كه بسيارى از مفسران گفتهاند از فصيحترين و زيباترين تعبيرات قرآنى است كه در دو كلمه، مطالب فراوانى را كه در چند جمله بايد بيان مىشد، بيان كرده است. (ج ٤٧/١٠.)
أَسْتَخْلِصْهُ: (يوسف/ ٥٤.)[*]
از باب «استفعال» [استخلاص] در آيۀ مورد بحث به معنى «ويژه گردانيدن و براى خود برگزيدن» است.
در شرح زندگى پرماجراى يوسف، اين پيامبر بزرگ الهى به اين جا مىرسيم كه سرانجام، پاكدامنى او بر همه ثابت شد و حتى دشمنانش به پاكيش شهادت دادند و ثابت شد كه تنها گناه او كه به علت آن وى را به زندان افكندند چيزى جز پاكدامنى و تقوا و پرهيزكارى نبوده است.
در ضمن معلوم شد اين زندانى بىگناه كانونى است از علم و آگاهى و هوشيارى، و استعداد مديريت در يك سطح بسيار عالى، چرا كه در ضمن تعبير خواب «ملك» (سلطان مصر) راه نجات از مشكلات پيچيدۀ اقتصادى آينده را نيز به آنها نشان داده است.
در دنبال اين ماجرا قرآن مىگويد:
«ملك دستور داد او را نزد من آوريد، تا او را مشاور و نمايندۀ مخصوص خود سازم...»
[*]وَ قٰالَ اَلْمَلِكُ اِئْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي...«ملك (مصر) گفت: او (يوسف) را نزد من آوريد تا وى را مخصوص خود گردانم...» يوسف/ ٥٤.