شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٩٩ - حَنيذ (هود/ ٦٩ )
گويى روح از بدنش تدريجا خارج شده، و تنها كمى از آن باقى مانده است.
به هر حال در آن روز چنان هول و اضطرابى از حساب و كتاب دقيق الهى و بيم از رسوايى در حضور جميع خلايق، و گرفتارى در عذاب دردناكى كه خلاصى از آن ممكن نيست، به انسان دست مىدهد كه با هيچ بيانى قابل شرح نيست. (ج ٦٣/٢٠.)
حنذ
حَنيذ: (هود/ ٦٩.)[*]
به معنى «بريان» است (از مادّۀ «حنذ»: بريان كردن).
بعضى احتمال دادهاند كه «حنيذ» هر نوع بريان را در بر نمىگيرد، بلكه تنها به گوشتى گفته مىشود كه روى سنگها مىگذارند و در كنار آتش قرار مىدهند و بىآنكه آتش به آن اصابت كند نرمنرم بريان و پخته مىشود[**].
آيۀ مورد بحث دربارۀ بريان كردن گوسالهاى است از سوى ابراهيم (ع) براى ميهمانانش (فرستادگان الهى يعنى همان فرشتگانى كه مأمور درهم كوبيدن شهرهاى قوم لوط بودند) كه چون بر او وارد شدند سلام كردند، او نيز پاسخ سلام گفت «و چيزى نگذشت كه گوسالۀ بريانى براى آنها آورد» (... جاء بعجل حنيذ).
از اين جمله استفاده مىشود كه يكى از آداب مهماندارى آن است كه غذا را هرچه زودتر براى مهمان آماده كنند، چرا كه مهمان وقتى كه از راه مىرسد مخصوصا اگر مسافر باشد غالبا خسته و گرسنه است، هم نياز به غذا دارد و هم نياز به استراحت، بايد زودتر غذاى او را آماده كنند تا بتواند استراحت كند. (ج ١٦٨/٩-١٦٩.)
[*]... فَمٰا لَبِثَ أَنْ جٰاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ.هود/ ٦٩.
[**] از ابن عباس دربارۀ معناى «حنيذ» نقل شده كه مراد از آن گوشتى است كه بر روى سنگ، بريان كنند تا قابل خوردن شود. «ترجمۀ الاتقان، ج ٤٤٢/٢.»