شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٦٠ - (اعراف/ ١٥٠ )
خود كسب مىكند.
و اگر به اعضاى بدن جوارح گفته مىشود براى آن است كه انسان بهوسيلۀ آنها كارى انجام مىدهد و اكتسابى مىكند. (ج ٢٧٤/٤.)
ج ر د
جراد: (اعراف/ ١٣٣.[*].)
مفردش «جراده» به معنى «ملخ» است. در وجه تسميه اين واژه به اين نام گفته شده كه زمين را از نبات، مجرد و برهنه مىكند و «راغب» در مفردات گفته است: أرض مجرودة يعنى زمينى كه تمام گياهش خورده شده، خالى و برهنه از گياه است[**](مجروده يعنى ملخ خورده).
آيۀ مورد بحث بيانگر مرحلۀ ديگرى از مجازاتهاى سخت و شديد قوم فرعون است كه خداوند آنها را به بلاهاى پىدرپى و كوبنده كه به طور متناوب نازل مىشد، گرفتار ساخت تا شايد دست از لجاجت خويش بردارند و از خواب غفلت بيدار شوند، اما متأسفانه اين گرفتاريها اثرى نبخشيد و باز هم از خواب بيدار نشدند. از جمله بالهايى كه خداوند بر زراعتها و درختان آنها مسلط ساخت، «ملخ» بود. در روايات وارد شده است، آنچنان ملخ به جان درختان و زراعتهايشان افتاد كه همه را از شاخ و برگ خالى كرد، حتى بدن آنها را نيز آزار مىداد، آنچنان كه داد و فريادشان بلند شده بود (ج ٣٢١/٦.)
ج ر ر
يَجُرُّهُ:(اعراف/ ١٥٠.)[***]
در اصل از مادّۀ «جرّ» به معنى «كشيدن» است.
[*]فَأَرْسَلْنٰا عَلَيْهِمُ اَلطُّوفٰانَ وَ اَلْجَرٰادَ وَ اَلْقُمَّلَ وَ اَلضَّفٰادِعَ وَ اَلدَّمَ آيٰاتٍ مُفَصَّلاٰتٍ...«سپس (بلاها را پشت سر هم بر آنها نازل كرديم) طوفان و «ملخ» و آفت گياهى و قورباغهها و خون را كه نشانههايى از هم جدا بودند بر آنها فرستاديم...» اعراف/ ١٣٣.
[**] مفردات راغب، مادّۀ «جرد»
[***]... وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ...«... سپس (موسى) الواح را افكند و سر برادر خود