شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٨٧ - حمر (مدثر/ ٥٠ )
سخت و سوزان و سدى محكم و پولادين در مقابل دشمنان. (ج ١١٣/٢٢، ج ٧٥/٢٤-٧٦.)
ح م ر
حمر: (مدثر/ ٥٠.)[*]
بر وزن «شتر»، جمع «حمار»[**]به معنى «دراز گوش، الاغ» است، منتها در آيۀ مورد بحث به قرينه فرار كردن از چنگال شير يا صياد، منظور «خر وحشى يا گورخر» است[١]و به تعبير ديگر اين كلمه مفهوم وسيعى دارد كه وحشى و اهلى آن را شامل مىشود.
آيۀ مورد بحث دربارۀ وحشت گروه معاند و لجوج، مجرمان و دوزخيان سخن مىگويد «چرا كه آنها اينهمه از سخن حق و اندرز و نصيحت روىگردانند، گويى آنها «گور خرانى» هستند رميده و فرارى(كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ)كه از شير (يا صياد) فرار كردهاند» مدثر/ ٤٩ تا ٥١.
معروف است كه «گور خر» وحشت عجيبى از «شير» دارد، حتى موقعى كه صداى شير را مىشنود چنان وحشتى بر او مستولى مىشود كه ديوانهوار به هر سو مىدود، مخصوصا هنگامى كه شير به گروهى از آنها برسد چنان پراكنده مىشوند و به هر سو مىدوند كه بيننده را غرق تعجب مىكند، اصولا اين حيوان به حكم وحشى بودن از همه چيز وحشت دارد تا چه رسد به دشمن خونخوارش شير.
به هر حال اين آيه، تعبيرى است بسيار رسا و گويا از وحشت و فرار مشركان از آيات روحپرور قرآن، آنها را به گورخر تشبيه كرده كه هم فاقد عقل و شعور است، و هم به علت وحشى بودن گريزان از همه چيز، در حالى كه در برابر آنها چيزى جز تذكره (وسيله يادآورى و بيدارى و هوشيارى) قرار ندارد. (ج ٢٦٢/٢٥-٢٦٣.)
[*]فَمٰا لَهُمْ عَنِ اَلتَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ،كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ،فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ.مدثر/ ٤٩ تا ٥١.
[**]... وَ اُنْظُرْ إِلىٰ حِمٰارِكَ...«... به دراز گوش خود بنگر...» بقره/ ٢٥٩.
[١] «گورخر» مركب از «گور» به معنى «صحرا» و «خر» است، و لذا به آن خر وحشى و خر صحرايى نيز مىگويند.