شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٦١ - جرز (كهف/ ٨ )
آيۀ مورد بحث، بخشى از ماجراى درگيرى موسى (ع) را با گوسالهپرستان، به هنگام بازگشت از ميعادگاه تشريح مىكند و به خوبى نشان مىدهد كه موسى (ع) به هنگام بازگشت از ميعادگاه و قبل ازآنكه با بنى اسرائيل روبرو بشود خشمناك و اندوهگين بود، زيرا خداوند در ميعادگاه، جريان را به موسى (ع) گفته بود كه من قوم تو را بعد از تو آزمودم و «سامرى»، آنها را گمراه ساخت.
قرآن عكس العمل شديد موسى (ع) را در برابر اين صحنه و در اين لحظات بحرانى و طوفانى چنين بازگو مىكند:
«... موسى بىدرنگ الواح تورات را از دست خود بيفكند و به سراغ برادرش هارون رفت و سر و ريش او را گرفت و بهسوى خود كشيد!» (يجرّه اليه).
چنان كه از آيات ديگر قرآن، مخصوصا سورۀ طه استفاده مىشود علاوه بر اينها شديدا هارون را مورد سرزنش و ملامت قرار داد و بر او بانگ زد كه آيا در حفظ عقايد جامعۀ بنى اسرائيل كوتاهى كردى و با فرمان من مخالفت كردى؟! (طه/ ٩٢-٩٣.). (ج ٣٧٦/٦ - ٣٧٧.)
ج ر ز
جرز: (كهف/ ٨.)[*]
بر وزن «شتر» در اصل از مادّه «جرز» (بر وزن مرض) به معنى «قطع كردن و بريدن» است و «جرز» نيز به زمينى گفته مىشود كه گياه از آن ريشه كن شده است (زمين بدون گياه). و به تعبير ديگر بههيچوجه گياهى از آن نمىرويد، گويى گياهان خود را مىخورد و يا خودش آنها را قطع كرده و يا از چنين زمينى، گياه بريده شده است.
واژۀ «جرز» به سرزمينى كه به علت خشكسالى و كمى باران تمام گياهانش از ميان رفته، نيز گفته شده است. (ج ٣٥٠/١٢، ج ١٧٤/١٧.)
(را گرفت (و با عصبانيت) بهسوى خود كشيد...» اعراف/ ١٥٠.
[*]وَ إِنّٰا لَجٰاعِلُونَ مٰا عَلَيْهٰا صَعِيداً جُرُزاً.«و ما (سرانجام) قشر روى زمين را خاك بىگياهى قرار داديم» كهف/ ٨.