شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٩٩ - خِطْبَة (بقره/ ٢٣٥ )
فَصل الخِطاب: (ص/ ٢٠.)[*]
موضوع آيۀ مورد بحث، نعمتهايى است كه خداوند به «داود (ع)» عنايت فرموده است، آخرين نعمت بزرگ خدا بر داود «فصل الخطاب» بود كه به معنى «علم قضا و داورى صحيح و عادلانه» است[**]: «ما به داود علم قضا و داورى صحيح و عادلانه داديم»(وَ فَصْلَ اَلْخِطٰابِ).
تعبير از داورى به«فَصْلَ اَلْخِطٰابِ»به خاطر آن است كه «خطاب» همان گفتگوهاى طرفين نزاع است و «فصل» به معنى «قطع و جدايى» است، و مىدانيم گفتگوهاى صاحبان نزاع هنگامى قطع خواهد شد كه داورى صحيحى بين آنها بشود، لذا اين تعبير به معنى «قضاوت عادلانه» آمده است.
اين احتمال در تفسير اين جمله نيز وجود دارد كه خداوند منطق نيرومندى كه از فكر بلند و عمق انديشه، حكايت مىكرد در اختيار داود گذارد، نه تنها در مقام داورى كه در همه جا سخن آخر و آخرين سخن را بيان مىكرد.
به راستى با وجود خداوندى كه قدرت دارد به انسان شايستهاى اينهمه نيرو و توان بخشد جاى اين نيست كه احدى از لطف او مأيوس شود. (ج ٢٤٠/١٩.)
خِطْبَة: (بقره/ ٢٣٥.)[***]
به كسر خاء به معنى «خواستگارى، صيغۀ عقد» است و جملۀ: خطبة النّساء در آيۀ مورد بحث، يعنى «خواستگارى از زنها»، لكن واژۀ «خطبة» به ضم خاء به معنى ايراد سخن هماهنگ است، يعنى سخنى كه اول و آخر (آغاز و پايان) داشته باشد[****].
به هر حال آيه مورد بحث مىگويد:
«و گناهى بر شما نيست كه به طور كنايه (از زنانى كه همسران آنها فوت كردهاند)
[*]... وَ آتَيْنٰاهُ اَلْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ اَلْخِطٰابِ.«... هم دانش به او (به داود) داديم و هم داورى عادلانه» ص/ ٢٠.
[**] به تعبير ديگر، فصل الخطاب: كلامى است كه حق را از باطل جدا مىكند.
[***]وَ لاٰ جُنٰاحَ عَلَيْكُمْ فِيمٰا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ اَلنِّسٰاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ...بقره/ ٢٣٥.
(****) لغات قرآن در تفسير مجمع البيان، ص ٩٠.