شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٥٤ - «حجّت و حجّت بالغه» (انعام/ ١٤٩ )
و اگر با روشن شدن حقيقت دعوت تو تسليم نشوند، تسليم در برابر حق نيستند، در اين صورت تو ديگر با آنان گفتگو و ستيزه مكن، زيرا گفتگو در اين صورت بىمورد و بىاثر است و بر تو غير از تبليغ رسالت چيزى نيست. (ج ٣٥٢/٢-٣٥٣.)
حِجَجٍ:(قصص/ ٢٧.)[*]
جمع «حجّة» است و «حجّة» به معنى «يك سال» است نظر به اين كه معمول عرب اين بود كه در هر سال يك حجّ بهجامىآوردند و از زمان ابراهيم (ع) به يادگار مانده بود.
واژۀ «حجج» تنها يكبار در قرآن مجيد آمده است، آن هم پس ازآنكه «شعيب (ع)» پيشنهاد دخترش را مبنى بر استخدام موسى براى نگهدارى گوسفندان مىپذيرد رو به موسى مىكند و به او مىگويد:
«من مىخواهم يكى از اين دو دخترم را به همسرى تو درآورم به اين شرط كه هشت سال براى من كار كنى...» (ثمانى حجج). قصص/ ٢٧. (ج ٦٥/١٦.)
«حجّت و حجّت بالغه»: (انعام/ ١٤٩.)[**]
«حجّت» در اصل از مادّۀ «حجّ» به معنى «قصد» است و به دليل و برهان نيز «حجّت» اطلاق مىشود، زيرا گوينده قصد دارد بهوسيلۀ آن، مطلب خود را براى ديگران ثابت كند.
آيۀ مورد بحث در پاسخ مشركان و ابطال ادعاى آنان كه براى تبرئه خويش مىگفتند «اگر خدا مىخواست نه ما مشرك مىشديم و نه پدران ما...»، خطاب به پيامبر (ص) مىگويد:
«بگو براى خدا دليل رسا (و قاطع) است» (حجّت بالغه) به طورى كه هيچگونه عذر و بهانهاى براى هيچكس باقى نمىگذارد.
با توجه به معنى «بالغة» (رسا) روشن مىشود كه دلايل خداوند براى بشر از طريق عقل و نقل و بهوسيلۀ دانش و خرد و همچنين فرستادن پيامبران، از هر نظر روشن و رساست، به طورى كه جاى هيچگونه ترديد براى افراد باقى نمىماند و به همين دليل،
[*]قٰالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى اِبْنَتَيَّ هٰاتَيْنِ عَلىٰ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمٰانِيَ حِجَجٍ...»قصص/ ٢٧.
[**]قُلْ فَلِلّٰهِ اَلْحُجَّةُ اَلْبٰالِغَةُ...انعام/ ١٤٩.