شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٩٨ - حَناجِر (مؤمن/ ١٨ )
بعضى نيز آن را به «دروغ» كه از اعظم گناهان و كليد معاصى ديگر است تفسير كردهاند، مخصوصا هنگامى كه توأم با تكذيب انبيا و قيامت باشد.
ولى ظاهر اين است كه همۀ اينها مصداقهايى براى «حنث عظيم» محسوب مىشود.
(ج ٢٣١/٢٣).
حنجر
حَناجِر: (مؤمن/ ١٨.)[*]
جمع «حنجره» به معنى «ناى، راه تنفس»، حفرهاى است در ابتداى ناى كه توليد صدا مىكند.
آيۀ مورد بحث در توصيف قيامت است كه حوادث هولانگيز و دهشتزاى آن هر انسان مؤمنى را عميقا در فكر فرومىبرد، مىفرمايد:
«آنها را از روز نزديك بترسان، روزى كه از شدت وحشت، دلها به گلوگاه مىرسد...» مؤمن/ ١٨.
به هنگامى كه انسان در تنگناهاى سخت قرار مىگيرد احساس مىكند كه گويى قلبش دارد از جا كنده مىشود، گويى مىخواهد از حنجرهاش بيرون پرد، عرب از اين حالت تعبير به«بَلَغَتِ اَلْقُلُوبُ اَلْحَنٰاجِرَ»[**]مىكند و شايد معادل آن در فارسى اين باشد كه مىگوييم «جانش به لب رسيد» وگرنه روشن است كه قلب به معنى مركز پخش خون هرگز از جاى خود حركت نمىكند و به گلوگاه نمىرسد.
و نيز ممكن است «قلب» كنايه از «جان» باشد، يعنى جانش به گلوگاه رسيده بود،
[*]وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ اَلْآزِفَةِ إِذِ اَلْقُلُوبُ لَدَى اَلْحَنٰاجِرِ...مؤمن/ ١٨.
[**] اين جمله، اشاره به آيۀ ١٠ سورۀ احزاب (جنگ احزاب) است كه خداوند به مؤمنان مىفرمايد: «به خاطر بياوريد زمانى را كه آنها (دشمنان اسلام) از طرف بالا و پايين (شهر) شما وارد شدند (و مدينه را محاصره كردند) و زمانى را كه چشمها از شدت وحشت خيره شده بود و جانها به لب رسيده بود(وَ بَلَغَتِ اَلْقُلُوبُ اَلْحَنٰاجِرَ)...» احزاب/ ١٠.