شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٤١ - تَحيّت (نساء/ ٨٦ )
بيان مصداق است، ولى مصداقى است بسيار روشن، چرا كه اگر تمام دنيا را به انسان بدهند ولى روح قناعت را از او بگيرند هميشه در ازار و رنج و نگرانى به سر مىبرد و به عكس اگر انسان روح قناعت داشته باشد و از حرص و از و طمع بر كنار باشد، هميشه آسوده خاطر و خوش است.
همچنين در بعضى از روايات«حَيٰاةً طَيِّبَةً»به معنى «رضا و خشنودى از آنچه خدا داده است» تفسير شده كه آن هم با قناعت قريب الافق است.
ولى هرگز نبايد به اين مفاهيم جنبۀ تخديرى داد، بلكه هدف اصلى از بيان رضا و قناعت، پايان دادن به حرص و طمع و هواپرستى است كه عامل تجاوزها و استثمارها و جنگها و خونريزيها و گاه عامل ذلت و اسارت است. (ج ٣٨٩/١١ و ٣٩٤-٣٩٥.)
تَحيّت: (نساء/ ٨٦.)[*]
در لغت، از «حياة» و به معنى «دعا براى حيات ديگرى كردن» است، خواه اين دعا به صورت «سلام عليك» (خدا تو را به سلامت دارد) و يا «حياك اللّه» (خداوند تو را زنده بدارد) و يا مانند آن باشد، ولى معمولا از اين كلمه هر نوع اظهار محبتى را كه افراد بهوسيلۀ سخن با يكديگر مىكنند شامل مىشود كه روشنترين مصداق آن، موضوع «سلام كردن» است.
ولى از پارهاى از روايات، همچنين تفاسير استفاده مىشود كه اظهار محبتهاى عملى نيز در مفهوم «تحيّت» داخل است.
در تفسير على بن ابراهيم از امام باقر و امام صادق عليهما السّلام چنين نقل شده كه:
(اَلْمُرادُ بِالتَّحِيَّةِ فِي الايَةِ السَّلامُ وَ غَيْرُهُ مِنَ الْبِرِّ). «منظور از تحيّت در آيه، سلام و هرگونه نيكى كردن است».
و نيز در روايتى در كتاب «مناقب» چنين مىخوانيم:
«كنيزى يك شاخه گل خدمت امام حسن (ع) هديه كرد، امام در مقابل آن وى را آزاد ساخت و هنگامى كه از علت اين كار سؤال كردند، فرمود: خداوند اين ادب را به ما
[*]وَ إِذٰا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهٰا أَوْ رُدُّوهٰا...«و هنگامى كه كسى به شما تحيّت گويد، پاسخ آن را به طور بهتر دهيد يا (لا اقل) به همان گونه پاسخ دهيد...» نساء/ ٨٦.