شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٨٢ - (بقره/ ١٨٠ )
قرآن قبل از هر چيز انگشت روى آنها مىگذارد.[*](ج ٢٣٠/٢٣.)
ت ر ق
تراقى: (قيامت/ ٢٦.)[**]
جمع «ترقوة» به معنى استخوانهايى است كه گرداگرد گلو را گرفته است و با توجه به آيۀ مورد بحث، رسيدن جان به گلوگاه، كنايه از آخرين لحظات عمر است، زيرا هنگامى كه روح از بدن بيرون مىرود، اعضايى كه فاصلۀ بيشترى از قلب دارند (مانند دست و پا) زودتر از كار مىافتند، گويى روح تدريجا خود را از بدن برمىچيند تا به گلوگاه برسد.
(ج ٣٠٨/٢٥.)
ت ر ك
تَرَكَ:(بقره/ ١٨٠.)[***]
به معنى «رها كردن و واگذاشتن و يا از خود بر جاى گذاشتن» است، مثلا گفته مىشود: ترك فلان مالا، يعنى فلانى مالى از خود باقى گذاشت و واژۀ «تركة» در جملۀ:
تركة فلان، يعنى بازمانده و ميراث كسى كه از دنيا مىرود و هر كارى كه به پايان خودش مىرسد[****].
مجمع البيان، جملۀ «تركنا» را به معنى «ابقينا» دانسته است و ناگفته نماند كه
(*)دربارۀ واژۀ «مترف» در جلد ٩، صفحه ٢٧٧، (ذيل آيۀ ١١٦ /هود) و در جلد ١٨، صفحه ١٠٥، (ذيل آيۀ ٣٤ /سبأ) و در جلد ٢١، صفحه ٣٨، (ذيل آيۀ ٢٣ /زخرف)، «تفسير نمونه» بحث شده است.
[**]كَلاّٰ إِذٰا بَلَغَتِ اَلتَّرٰاقِيَ.«چنين نيست، او هرگز ايمان نمىآورد تا جان به گلوگاهش رسد» قيامت/ ٢٦.
[***]كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَكُمُ اَلْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً اَلْوَصِيَّةُ لِلْوٰالِدَيْنِ وَ اَلْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى اَلْمُتَّقِينَ.بقره/ ١٨٠.
[****] مفردات، راغب، ماده «ترك».