شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٢ - (قمر/ ٢٥ و ٢٦ )
آمده است، چيزى كه بدان تأسى بايد جست و يا مانند آن عمل بايد كرد، همچون خوى و صفات نيكى است كه در رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وجود داشت).
بنابراين مفهوم آيۀ مورد بحث، اين است كه براى شما در پيامبر (ص) تأسى جستن و پيروى كردن خوبى است، مىتوانيد با اقتدا كردن به او، خطوط خود را اصلاح كنيد و در مسير «صراط مستقيم» قرار گيريد و به اين ترتيب واژۀ «اسوة» معنى مصدرى دارد و نه معنى وصفى. و نيز بايد توجه داشت كه اين واژه، گاه در كارهاى خوب به كار مىرود و گاه در كارهاى بد، و بههمينجهت در آيۀ مورد بحث، مقيّد به كلمۀ «حسنة» شده است.
(ج ٢٤٢/١٧-٢٤٣، ج ١٨/٢٤.)
ا س ى
تَأْسَ:(مائده/ ٦٨.)[*]
از مادّۀ «اسى» به معنى «غم و اندوه» است. «راغب» در كتاب «مفردات» مىگويد: حقيقتش، اندوهگين شدن براى چيزى است كه ازدسترفته و فوت شده است، مثلا گفته مىشود: «أسيت له» يعنى براى او افسوس خوردم و محزون شدم و همچنين اضافه مىكند كه اصل لغت «أسى» با «واو» است، چنان كه مىگويند «رجل أسوان» يعنى مردى حزين، و در اين صورت كلمۀ «أسو» در بهبود و اصلاح جرح و زخم به كار رفته، زيرا در اصل از بين رفتن در دو اندوه است، ولى «المعجم الاحصائى لالفاظ القرآن الكريم» مادّۀ اين واژه را «أسى» (با «ياء») دانسته است. (ج ٢٦/٥، با استفاده از منابع مذكور در متن)
ا ش ر
أَشِرٌ:(قمر/ ٢٥ و ٢٦.)[**]
واژۀ «أشر» وصف است از مادّۀ «اشر» (بر وزن قمر) كه به معنى «شدت خوشحالى
[*]... فَلاٰ تَأْسَ عَلَى اَلْقَوْمِ اَلْكٰافِرِينَ.«... بنابراين از اين قوم كافر (و مخالفت آنها) غمگين مباش» مائده/ ٦٨.
[**]... بَلْ هُوَ كَذّٰابٌ أَشِرٌ،سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ اَلْكَذّٰابُ اَلْأَشِرُ.«(قوم ثمود گفتند:)... او (صالح) آدم