شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥١٠ - محسور (اسراء/ ٢٩ )
حسرة: (انعام/ ٣١.)[*]
از مادّۀ «حسر» (بر وزن قصر) است به معنى «غم و اندوه خوردن و تأسف بر چيزى كه فوت شده و ازدسترفته و پشيمانى دست داده». اين ماده همانطور كه «راغب» گفته، در اصل به معنى «برهنه كردن و كنار زدن پوشش از چيزى» است و سپس به معنى «خستگى و ضعف» به كار رفته و از آنجا» كه در هنگام ندامت و اندوه بر گذشته، گويى پردههاى جهل كنار زده مىشود و مجددا آگاهى و هشيارى به انسان دست مىدهد و مىخواهد جبران ازدسترفته كند و يا اين كه نيرو و قوايش از فرط غم و اندوه تحليل رفته و خستگى و ضعف به او دست داده، لذا چنين تعبيرى بهكاررفتهاست.
كلمۀ «يا حسرتنا» در آيۀ مورد بحث، در اصل «يا حسرتى» بوده (حسرت به ياء متكلم اضافه شده است). عرب، هنگامى كه زياد متأثر و متأسف مىشود خود «حسرت» را مخاطب قرار مىدهد و مىگويد: «يا حسرتنا»، گويا شدت حسرت چنان است كه به صورت موجودى در مقابل او مجسم شده است! (ج ٢٠٦/٥، ج ٩١/١٢، ج ٥١٠/١٩.)
محسور: (اسراء/ ٢٩.)[**]
از مادّۀ «حسر» (بر وزن قصر) در اصل به معنى «كنار زدن لباس و برهنه ساختن قسمت زير آن) است بههمينجهت «حاسر» به جنگجويى مىگويند كه زره در تن و كلاه خود بر سر نداشته باشد.
به انسان يا حيوانى كه براثر كثرت راه رفتن خسته و وامانده مىشود، كلمۀ «حسير»[***]و «حاسر» (از ماده حسر) اطلاق شده است، گويى تمام گوشت تن آنها يا قدرت و نيرويشان كنار مىرود و برهنه مىشود.
[*]... قٰالُوا يٰا حَسْرَتَنٰا عَلىٰ مٰا فَرَّطْنٰا فِيهٰا...«... (منكران حق و قيامت) مىگويند: اى افسوس كه دربارۀ آن كوتاهى كرديم...» انعام/ ٣١.
[**]وَ لاٰ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلىٰ عُنُقِكَ وَ لاٰ تَبْسُطْهٰا كُلَّ اَلْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً.«هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حد ان را مگشا تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى» اسراء/ ٢٩.
[***] سورۀ ملك، آيۀ ٤.