شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٨٧ - (نمل/ ٨٨ )
«هلاكت و انحطاط» تفسير كردهاند در واقع لازمۀ آن است[*]. (ج ٤٢٧/٢١.)
ت ف ث
تفث: (حج/ ٢٩.)[**]
به گفته بسيارى از ارباب لغت و مفسران معروف، به معنى چرك و كثافت و زوائد بدن، همچون ناخن و موهاى اضافى است و به گفته بعضى (قاموس اللّغة، مفردات راغب، كنز العرفان، تفسير مجمع البيان و تفاسير ديگر) در اصل به چركهاى زير ناخن و مانند آن گفته مىشود.
گرچه بعضى از ارباب لغت منكر وجود چنين ريشهاى در لغت عرب شدهاند، ولى گفتهاى را كه «راغب» در «مفردات» آورده كه يك عرب بيابانى به مخاطب خود كه بسيار كثيف و آلوده بود گفت: ما اتفثك و ادرنك؟ «چقدر كثيف و آلودهاى؟» دليل بر اين است كه اين واژه عربى است و ريشه در لغت عرب دارد.
در بعضى از روايات نيز «تراشيدن سر» كه يكى ديگر از طرق تقصير است تفسير شده.
در «كنز العرفان» از «ابن عباس» نقل شده كه در تفسير اين آيه مىگفت:
«منظور انجام تمام مناسك است»[١].
ولى هيچگونه دليلى بر گفته ابن عباس در اين جا نداريم. (ج ٨٦/١٤.)
تقن
أَتْقَنَ:(نمل/ ٨٨.)[***]
از «اتقان» و به معنى «محكم ساختن و استوار كردن كارى» است.
[*]«راغب» مىگويد: «تعس» شكسته شدن و افتادن در ذلت و پستى و لغزشى كه نتيجهاش برنخاستن است يعنى «هلاكت!».
[**]ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ...«بعد از آن بايد آلودگيها را از خود بر طرف سازيد...» حج/ ٢٩.
[١] كنز العرفان، ج ٢٧٠/١.
[***]وَ تَرَى اَلْجِبٰالَ تَحْسَبُهٰا جٰامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ اَلسَّحٰابِ صُنْعَ اَللّٰهِ اَلَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ...«كوهها را