شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٧٩ - خسر (و العصر/ ٢ )
ج ٢٦٤/١٥، ج ٤٣٨/١٩.)
خ س أ
خاسِئين: (بقره/ ٦٥.)[*]
جمع «خاسئ» از مادّۀ «خسأ» و «خسوء» (بر وزن مدح و خشوع) به معنى «طرد و ذلت» است. اين تعبير در اصل به معنى «راندن و طرد كردن سگ (و خوك)[**]آمده، آنگاه در معنى وسيعترى كه راندن توأم با تحقير باشد در موارد ديگر نيز بهكاررفتهاست، مثلا هرگاه در مورد انسان گفته شود به معنى پستى او و مستحق مجازات بودن است و نيز هرگاه در مورد «چشم» به كار رود به معنى خسته و ناتوان شدن است[***]، و مادامكه در مورد «سگ» به كار رود به معنى «دور كردن آن» است.
به هر حال جملۀ:فَقُلْنٰا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خٰاسِئِينَ.بقره/ ٦٥، كنايه از سرعت عمل است كه با يك اشاره و فرمان الهى چهرۀ همۀ آن عصيانگران دگرگون شد و به صورت بوزينههاى «طرد شدهاى» در آمد. (ج ٢٩٧/١، ج ٣٣٩/١٤، ج ٣٢١/٢٤.)
خسر: (و العصر/ ٢.)[****]
بر وزن «عسر»، واژۀ «خسران» چنان كه «راغب» در «مفردات» مىگويد، به معنى «كم شدن سرمايه» است، گاه به انسان نسبت داده مىشود و مىگويند فلان كس زيان كرد و گاه به خود عمل نسبت داده مىشود و مىگويند تجارتش زيان كرد[١]. اين واژه غالبا در
(گفته شده است كه شامل همان معانى مذكور در فوق است.
[*]... فَقُلْنٰا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خٰاسِئِينَ.«... ما به آنها گفتيم به صورت بوزينههاى طرد شدهاى درآييد» بقره/ ٦٥.
[**] فرهنگ بزرگ جامع نوين، ج ٣٩١/١.
[***]ثُمَّ اِرْجِعِ اَلْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ اَلْبَصَرُ خٰاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ. «بار ديگر (به عالم هستى) نگاه كن سرانجام چشمانت (در جستجوى خلل و نقصان ناكام مانده) بهسوى تو بازمىگردد در حالى كه خسته و ناتوان است» ملك/ ٤.
[****]وَ اَلْعَصْرِإِنَّ اَلْإِنْسٰانَ لَفِي خُسْرٍ.«قسم به عصر كه انسانها همه در زيانند» و العصر/ ١ و ٢.
[١] الدنيا سوق ربح فيها قوم و خسر آخرون. «دنيا بازارى است كه جمعى در آن سود مىبرند و جمع