شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٤٣ - آيا حبط صحيح است؟ (بقره/ ٢١٧ )
فرمان خدا و بدون توبه از دنيا مىروند اعمال بدشان پاداش اعمال نيك را از بين مىبرد يا نه؟ در اين مورد بين متكلمين و علماى عقايد بحث و گفتگوست:
عدهاى مىگويند احباط باطل است و براى عقيده خود به دليل عقلى و نقلى هر دو استدلال كردهاند:
اما استدلال عقلى آنها آنچنان كه «خواجه نصير الدين طوسى» در كتاب «تجريد الاعتقاد» گفته اين است كه:
احباط يك نوع ظلم است چه اين كه اگر كسى ثواب كمترى داشته باشد و گناه بيشترى، پس از احباط به منزلۀ شخصى خواهد بود كه اصلا كار نيك نكرده باشد و اين يك نوع ستم در حق او محسوب مىشود.
و اما دليل نقلى، آيات متعدد در قرآن مجيد است كه نشان مىدهد انسان نتيجۀ هريك از اعمال نيك و بد خود را در آن سراى مىبيند و اين با مسئله احباط سازگار نيست، چنان كه در سورۀ زلزال آمده است:
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ. «هركس هر مقدار كار نيك و يا بد انجام دهد آن را مىبيند». زلزال/ ٧ و ٨.
در مقابل عدهاى از «معتزله» قائل به احباط شدهاند و به آيات قرآن استدلال كردهاند، چنان كه در سورۀ جن، آيه ٢٣ آمده است:
... وَ مَنْ يَعْصِ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُجَهَنَّمَ خٰالِدِينَ فِيهٰا أَبَداً.«... و هركس معصيت خدا و پيغمبرش كند، براى هميشه در جهنم معذب خواهد بود».
و از اين ميان «ابو هاشم» دانشمند معتزلى، («احباط» و «تكفير»)[*]را به هم آميخته و عنوان «موازنه» را به وجود آورده است، به اين معنى كه گناه و ثواب را با هم مىسنجند و از يكديگر كسر مىكنند، تا چه مقدار باقى بماند، اقوال ديگرى نيز در اين زمينه هست كه از حوصلۀ اين بحث خارج است.
ولى حق همان است كه «علامه مجلسى» در كتاب «بحار الانوار» اختيار كرده است، مىگويد: حق اين است كه سقوط ثواب بهوسيلۀ كفرى كه تا پايان عمر ادامه دارد، و
(*)به نقل از متكلمين: احباط عبارت از اين است كه ثواب اعمال پيشين براثر گناهان بعد، از بين برود و تكفير عبارت از اين است كه كيفر گناهان پيشين براثر اعمال نيك از ميان برود. (نمونه، ج ٦٩/٢.)