شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٣٠ - حاق (مؤمن/ ٤٥ )
ح ى ق
حاق: (مؤمن/ ٤٥.)[*]
از مادّۀ «حيق» (به فتح حاء) به معانى زير امده است:
«وارد شدن و فرود آمدن (نازل شدن بلا)، اصابت كردن و فراگرفتن (احاطه كردن)».
در مادّۀ اصلى اين واژه نظريههاى مختلفى ابراز شده است، از جمله «راغب» در مفردات مىگويد:
«گفته شده كه «حاق» در اصل از «حقّ» (به معنى «تحقق يافتن») گرفته شده است كه قاف اول تبديل به واو و سپس تبديل به الف شده مانند: زلّ و زال (فَأَزَلَّهُمَا اَلشَّيْطٰانُ...بقره/ ٣٦) كه «ازالهما» نيز خوانده شده است»[**].
و به همين مناسبت است كه بعضى مادّۀ «حاق» را «حوق» دانستهاند، ولى بنا به گفته جمهور علماى لغت و بنا بر آنچه در كتب و فهارس لغات و الفاظ قرآنى آمده، مادّۀ اصلى آن همان «حيق» است[***]و آن ٩ بار در قرآن مجيد تكرار شده است.
همچنين دربارۀ اين واژه در آيۀ ٤٣ سورۀ فاطر مىخوانيم:
... وَ لاٰ يَحِيقُ اَلْمَكْرُ اَلسَّيِّئُ إِلاّٰ بِأَهْلِهِ...«... اما اين حيلهگريهاى سوء تنها دامان صاحبانش را مىگيرد (و جز به صاحبانش نمىرسد)...».
جملۀ «لا يحيق» در آيۀ مذكور به معنى «نازل نمىشود و اصابت نمىكند و يا احاطه نمىيابد» مىباشد، اشاره به اين كه حيلهگريها ممكن است موقتا دامن ديگران را بگيرد، ولى سرانجام به سراغ صاحب آن مىآيد، او را در برابر خلق خدا رسوا و بينوا، و در پيشگاه الهى شرمسار مىكند، همان سرنوشت شومى كه مشركان مكه پيدا كردند. (ج ٢٩٥/١٨، ج ١١٤/٢٠، ج ٢٨٧/٢١.)
[*]... وَ حٰاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ اَلْعَذٰابِ.«... و عذابهاى شديد بر آل فرعون نازل شد» مؤمن/ ٤٥.
[**] به نقل از: مفردات راغب.
[***] المعجم الإحصائى، ج ٦٤٧/٢، المعجم المفهرس، مادّه «حيق».