شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧١٥ - مُخْلِص (بينه/ ٥ )
نمايندۀ ويژۀ ملك در حالى كه حامل پيام گرم او بود، وارد زندان شد و به ديدار يوسف شتافت، سلام و درود او را به يوسف ابلاغ كرد و اظهار داشت كه او علاقۀ شديدى به تو پيدا كرده است و به درخواستى كه داشتى - دائر به تحقيق و جستجو از زنان مصر در مورد تو - جامۀ عمل پوشانيده، و همگى با كمال صراحت به پاكى و بىگناهيت گواهى دادهاند.
اكنون ديگر مجال درنگ نيست، برخيز تا نزد او برويم. يوسف به نزد ملك آمد و با او به گفتگو نشست، «هنگامى كه ملك با وى گفتگو كرد و سخنان پرمغز و پرمايۀ يوسف را كه از علم و هوش و درايت فوقالعادهاى حكايت مىكرد شنيد، بيش از پيش شيفته و دلباختۀ او شد و گفت تو امروز نزد ما داراى منزلت عالى و اختيارات وسيع هستى و مورد اعتماد و وثوق ما خواهى بود» تو بايد امروز در اين كشور، مصدر كارهاى مهم باشى و بر اصلاح امور همت كنى، چرا كه طبق تعبيرى كه از خواب من كردهاى، بحران اقتصادى شديدى براى اين كشور در پيش است و من فكر مىكنم تنها كسى كه مىتواند بر اين بحران غلبه كند تويى.
يوسف پيشنهاد كرد، خزانهدار كشور مصر باشد و «گفت: مرا در رأس خزانهدارى اين سرزمين قرار ده، چرا كه من هم حافظ و نگهدار خوبى هستم و هم به اسرار اين كار واقفم» يوسف/ ٥٥. (ج ٤/١٠ و ٥.)
مُخلِص و مُخلَص
مُخْلِص: (بينه/ ٥.)[*]
بر وزن «محسن» به صورت اسم فاعل به معنى «خالصكننده» است و اين بيشتر در مواردى به كار مىرود كه انسان در مراحل نخستين تكامل و در حال خودسازى است مانند آيۀ مورد بحث و مانند اين آيه:
فَإِذٰا رَكِبُوا فِي اَلْفُلْكِ دَعَوُا اَللّٰهَ مُخْلِصِينَ لَهُ اَلدِّينَ...«هنگامى كه بر كشتى سوار
[*]وَ مٰا أُمِرُوا إِلاّٰ لِيَعْبُدُوا اَللّٰهَ مُخْلِصِينَ لَهُ اَلدِّينَ...«به آنها فرمان داده نشد مگر اين كه خدا را در دين (اسلام) با اخلاص پرستش كنند...» بينه/ ٥.