شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٩٢ - تنور (هود/ ٤٠ )
«راغب» در مفردات مىگويد: تمام الشّىء يعنى «تمام بودن آن چيز يا به پايان رسيدن آن به حدّى كه ديگر نيازى به افزودن چيز ديگرى نباشد» و به اين ترتيب واژۀ «تمام» مقابل واژۀ «ناقص» است، زيرا ناقص، چيزى است كه به چيزى ديگرى غير از خود نياز دارد تا تمام شود.
واژۀ تمام، در اعداد و هر چيز قابل لمس به كار مىرود، چنان كه مىگويند: عَدَدٌ تامٌّ، لَيْلٌ تامٌّ، مثلاً در آياتِ:وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً...«و كلام پروردگار تو با صدق و عدل به انجام رسيد...» انعام/ ١١٥. و:... وَ اَللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ...«... و خداوند نور خود را كامل مىكند...» صف/ ٨.
و:وَ وٰاعَدْنٰا مُوسىٰ ثَلاٰثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْنٰاهٰا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقٰاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً...«و ما به موسى سى شب وعده گذارديم سپس آن را با ده شب (ديگر) تكميل كرديم، به اين ترتيب ميعاد پروردگارش (با او) چهل شب تمام شد...» اعراف/ ١٤٢.
و نيز آيۀ:وَ أَتِمُّوا اَلْحَجَّ وَ اَلْعُمْرَةَ لِلّٰهِ...«و حج و عمره را براى خدا به اتمام برسانيد...» بقره/ ١٩٦.
همۀ اين مثالها در معنى فوق آمده است. (راغب در مفردات و ديگر منابع)
تنور
تنور: (هود/ ٤٠.)[*]
به فتح تاء و تشديد نون، همان معنى را مىبخشد كه «تنور» در فارسى متداول امروز[**]، يعنى محلى كه نان در آن پختوپز مىشود[***](المعجم الاحصائى لالفاظ القرآن الكريم،
(نعمت خود را) بر آنها كه نيكوكار بودند تكميل كرديم...» انعام/ ١٥٤.
[*]حَتّٰى إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ اَلتَّنُّورُ...«تا فرمان ما فرارسيد و تنور جوشيدن گرفت» هود/ ٤٠.
[**] جواليقى و ثعالبى گويند: واژۀ تنّور فارسى بوده كه معرّب شده و به معناى «تنور» فارسى است. ترجمۀ الاتقان، ج ٤٧١/٢.
[***] براى «تنّور» چند معنى ذكر شده است: ١. جايى كه در آن نان پخته مىشود، اين كلمه در فارسى و عربى يكى است (فوران تنور، يعنى جوشيدن آب و بالا آمدن آن از تنور).