شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٥ - اَبَد (نساء/ ٥٧ )
الف
ا ب ب
اَبّ: (عبس/ ٣١.)[*]
به فتح همزه و تشديد باء، به معنى گياهان خودرو و چراگاهى است كه آمادۀ چريدن حيوانات و يا جمعآورى گياهان باشد[**]و در اصل معنى «آمادگى» را مىبخشد و ازآنجا كه اين گونه چراگاهها آمادۀ بهرهبردارى است، به آن «ابّ» گفته شده است.
بعضى نيز گفتهاند منظور از «ابّ» ميوههايى است كه قابل خشك كردن و ذخيره كردن براى زمستان است، به مناسبت اين كه هميشه آمادۀ بهرهبردارى است. (ج ١٥١/٢٦.)
ا ب د
اَبَد: (نساء/ ٥٧.)[***]
به معنى «پيوسته و جاويدان» است. «راغب» در كتاب «مفردات» مىگويد: كلمۀ «ابد»، زمانى است پيوسته و غير گسسته و برخلاف واژه «زمان» كه پيوسته نيست، چنان كه گويند: زمان آن كار، و نمىگويند «ابد آن كار». واژۀ «ابد» زمانى است كه تثنيه و جمع ندارد، زيرا تصوّر ابدى ديگر كه به ابد اوّل پيوسته باشد درست نيست.
[*]و فاكهة و ابّا. «و ميوه و چراگاه» عبس/ ٣١.
[**] جلال الدين سيوطى مىگويد: «ابّ» به زبان تازى گياهى است كه چهار پايان از آن تعليف مىكنند. «ترجمۀ الاتقان، ج ٤٤٤/٢ و ٤٦٩.»
[***] ... وخٰالِدِينَ فِيهٰا أَبَداً...«... (و نيكوكاران) در آن (بهشت) زندگانى جاويد كنند...» نساء/ ٥٧